۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گرته برداری» ثبت شده است

واگویه‌ها (۸)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۸)

۲۲. کلیشه‌ها سخت‌جان‌ترین بخش زبان‌اند. البته کلیشه‌ها بخش تقریباً مردۀ زبان و ازنظر اطلاع‌رسانی و تأثیرگذاری بسیار ضعیف‌اند. بنابراین به‌منظور مؤثرترکردن کلام، می‌توان قدری از آن‌ها فاصله گرفت، اما این فاصله‌گرفتن نباید چنان باشد که سبک‌وسیاق را در هم بریزد. چنانچه در متنی در این کار افراط شده باشد، وظیفۀ ویراستار است که نویسنده را آگاه کند.

۲۳. «قرون وسطی» را به «سده‌های میانه» تبدیل کردیم. چه خوب. اما نمی‌دانم با صفت «قرون وسطایی» چه باید کرد. برخی از مهندسی‌های زبان در جایی به بن‌بست می‌خورد که به‌هیچ‌وجه قابل‌پیش‌بینی نیست. در دست‌کاری زبان باید دقت کرد.

۲۴. اکنون برخی از نویسندگان و ویراستاران به‌شدت در حال تنوین‌زدایی از زبان فارسی‌اند. البته منظور دست‌کاری‌های رسم‌الخطی نظیر تبدیل «مثلاً» به «مثلن» نیست؛ منظور فرار از «مثلاً» و افتادن به دام «برای مثال» است که خود گرته‌ای است از «for example» انگلیسی. این بدان معنی نیست که به‌کاربردن «برای مثال» غلط است، بلکه مراد این است که از تنوین نهراسیم، زیرا دیگر بخشی از زبان فارسی شده است.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • سه شنبه ۳۰ شهریور ۰۰

مرور ویرایشی (۵)؛ ترجمۀ حرف اضافۀ «بـ»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۵. رَبَّنا وَلَا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ

(بقره: ۲۸۶)

حروف جر در زبان عربی را گاه می‌توان با همان معنای معروف به فارسی برگرداند؛ مانند «جِئتُ مِنَ المَدرَسَةِ» که در آن «مِن» را «از» ترجمه می‌کنند: «از مدرسه آمدم.» اما گاه در ترجمه باید از معنای شناخته‌شدۀ این حروف فاصله گرفت؛ مانند «دَنَوتُ مِن أحمَدَ» که در آن «مِن» را «به» ترجمه می‌کنند: «به احمد نزدیک شدم.» گاه نیز باید جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرد؛ مانند «سَخِرتُ مِن صَديقي» که به این‌صورت به فارسی برگردانده می‌شود: «دوستم را مسخره کردم.» البته عکس این نیز صادق است، یعنی گاه در ترجمۀ مفعول به فارسی از حرف اضافه بهره می‌برند. همچنین گاه جار و مجرور را به‌شکل ترکیب اضافی ترجمه می‌کنند و چه‌بسا «باید» چنین کرد.

  • شنبه ۶ شهریور ۰۰

مرور ویرایشی (۴)؛ ترجمۀ فعل «لا تحمل»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۴. رَبَّنا وَلا تَحمِل عَلَينا إصرًا كَما حَمَلتَهُ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِنا

(بقره: ۲۸۶)

عموم مترجمان در ترجمۀ فعل «لا تحمل» از برابرهای فارسیِ «مگذار»، «منه» و «قرار مده» استفاده کرده‌اند. تفاوت در اینجاست که برخی به همین مقدار اکتفا کرده و درنتیجه ترجمه‌ای گرته‌بردارانه به دست داده‌اند، و برخی دیگر با افزودن واژگانی به این ترکیب، ترجمه‌ای مفهوم‌تر ارائه کرده‌اند.
گروه اولْ جملۀ «لا تحمل علينا إصرًا» را این‌گونه برگردانده‌اند: «تكليف گران بر ما منه» (آیتی)، و «تکلیف سنگینى بر ما قرار مده» (قرائتی و مکارم شیرازی). این ترجمه‌ها دست‌کم در نگاه نخست قدری نامفهوم‌اند. امروزه کمتر کسی به صاحب‌کار یا رئیس یا خلاصه مافوق خود می‌گوید: «تکلیف سنگینی بر من قرار نده/منه.» گویی این جمله کلمه یا کلماتی کم دارد.

  • يكشنبه ۳۱ مرداد ۰۰

واگویه‌ها (۳)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۳)

۷. در اروپا و آمریکا این کار [بازبینی نهایی متن] از وظایف نویسنده است، اما در ایران،‌ برخی از نویسنده‌ها این وظیفه را قبول ندارند و برخی دیگر توانایی انجام‌دادن آن را ندارند. بنابراین، این کارها معمولاً به دوش ویراستار و نمونه‌خوان می‌افتد.

۸. ویراستار لزوماْ نمونه‌خوان خوبی نیست. وظیفۀ ویراستار دیدن کلمه و وظیفۀ نمونه‌خوان دیدن تک‌تک حروف آن است.

۹. مترجمان نباید از گرته‌برداری‌های لازم بپرهیزند و ویراستاران نیز نباید آنان را از این کار بترسانند. ما همچنان به گرته‌برداری نیاز داریم.
نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • چهارشنبه ۲۷ مرداد ۰۰

مرور ویرایشی (۲)؛ ترجمۀ فعل «أفرِغ»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۲. رَبَّنَا أفرِغ عَلَينا صَبرًا وَثَبِّت أقدامَنا وَانصُرنا عَلَى القَومِ الكافِرينَ

(بقره: ۲۵۰)

ترجمۀ فعل «أفرِغ» (امر باب اِفعال) در جملۀ «أفرغ علينا صبرًا» در این آیه قدری بحث‌برانگیز است. برخی مترجمان این فعل را باتوجه‌به معنای استعاری آن، به «بریز» یا افعال مشابه، مانند «فرو ریز» برگردانده‌اند که ترجمه‌ای گرته‌بردارانه به‌نظر می‌رسد و احتمالاً خواننده را برای فهم معنا به بازخوانی وامی‌دارد.

در مقابل، برخی کوشیده‌اند قدری از ترجمۀ تحت‌اللفظی فاصله بگیرند و معنایی روان‌تر پدید آورند. راه‌حل‌هایی که اینان برای رفع نارساییِ پیش‌گفته در نظر گرفته‌اند معمولاً از یکی از این دو حال خارج نیست: 

  • جمعه ۲۲ مرداد ۰۰