۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وظایف ویراستار» ثبت شده است

واگویه‌ها (۱۱)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۱۱)

۳۱. این روزها «را»ی پس از فعل در سخنرانی‌ها و گفت‌وگوی مردم زیاد شده است. اگر یکی از نشانه‌های سلامت نثر را نزدیکی آن به زبان گفتار بدانیم، باید در این باره تأمل کنیم.

۳۲. جلوگیری از بدخوانی جزو نقش‌های تعریف‌شدۀ ویرگول نیست. به‌طور کلی، نثر معیوب را نمی‌توان با نشانه‌گذاری اصلاح کرد.

۳۳. بااینکه در ایران قانون حق نشر چندان رعایت نمی‌شود، ویراستار وظیفه دارد در مواردی که احتمال شکایت وجود دارد، مواظب این مسئله باشد.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • سه شنبه ۲۷ مهر ۰۰

واگویه‌ها (۱۰)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۱۰)

۲۸. برخی از ویراستاران گمان می‌کنند زبان درست یعنی زبان معیار. به‌هیچ‌وجه چنین نیست. زبان معیار زبانی است که به‌دلیل داشتن برخی از ویژگی‌ها (در برابر سایر زبان‌های رایج کشور) انتخاب شده است تا افراد و اقوام گوناگون در ارتباط رسمی،‌ آن را به کار ببرند، چه در گفتار و چه در نوشتار.

۲۹. همان‌طور که ویراستار موظف است تکرارهای ملال‌آور را خذف کند، فشردگی‌ها و موجزنویسی‌ها را نیز باید باز کند، مشروط بر اینکه سبک آسیب نبیند.

۳۰. تا آنجا که به ویرایش مربوط می‌شود، جای «را» بلافاصله پس از مفعول صریح است. بااین‌همه، آیندۀ کاربرد «را» و اینکه بتواند به‌دنبال واحدهای مفعولی بلندتر بیاید نامعلوم است.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • يكشنبه ۱۸ مهر ۰۰

واگویه‌ها (۹)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۹)

۲۵. ویراستاران دقت کنند که کارشان فقط درست‌کردن جمله‌های نادرست نیست؛ هرس جمله‌های زائد نیز بخشی از کار ویراستار است.

۲۶. به‌طور کلی، برای جانداران در حالت جمع، فعل جمع و برای بی‌جان‌ها فعل مفرد به کار می‌بریم. اما این قاعده همواره جزم و جفت نیست. چنانچه احساس ما به چیزی بی‌جان از نوع احساسمان به نوع جاندار باشد، با آن شیء همان رفتاری را می‌کنیم که با جانداران؛ مثلاً می‌گوییم گل‌ها پژمردند، درخت‌ها خشک شدند، شهرها ویران شدند، روستاها آباد شدند و بشکه‌ها سوراخ شدند. محمدرضا باطنی در کتاب توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی امروز (امیرکبیر، ۱۳۴۸) آورده است [که] زبان فارسی در مقولۀ بی‌جان دارای دو امکان است: مفرد و جمع. یعنی هم می‌توان گفت: «درخت‌ها خشک شد» و هم «درخت‌ها خشک شدند».

۲۷. بیرون‌آوردن جمله از وضعیت ابهام وظیفۀ ویراستار است، اما ویراستار باید پوشیدگی و ابهام عمدی را بشناسد و آن را تغییر ندهد.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • چهارشنبه ۷ مهر ۰۰

واگویه‌ها (۷)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۷)

۱۹. علت وجودی پانوشت تفاوت موضوعی با متن است. اگر مطلب پانوشت درباب همان موضوعی باشد که متن از آن سخن می‌گوید، دلیلی برای قرارگرفتن در پای صفحه ندارد و بهتر است در متن باشد.

۲۰. پانوشت عملکردی دوگانه دارد: ازیک‌سو از گسیخته‌شدن مطلب جلوگیری می‌کند و نمی‌گذارد انسجام بحث از میان برود و ازسوی‌دیگر نارسایی اطلاعاتی خواننده را جبران می‌کند و او را برای درک کامل موضوع مجهز می‌سازد.

۲۱. اگر از من بخواهند آزاردهنده‌ترین اداواطوار موجود در برخی نوشته‌های امروز را نام ببرم، خواهم گفت: پانوشت بیجا. پانوشت نالازم خواننده را بور می‌کند و گاه او را تا حد نثارکردن بدوبیراه به نویسنده پیش می‌برد. [...] ویراستاران این روزها باید متوجه این موضوع باشند و این‌گونه پانوشت‌های مزاحم را حذف کنند.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • چهارشنبه ۲۴ شهریور ۰۰

واگویه‌ها (۶)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۶)

۱۶. شاید نقش «و» در آغاز جمله را بتوان جداسازی بیشتر از معمول جمله از جملۀ قبلی‌اش دانست. جمله‌ها اصولاً از هم جدایند، اما جمله‌ای که با «و» آغاز می‌‌شود اندکی بیشتر از معمول از جملۀ قبلی‌اش جداست. گاه این تفکیک در حدی است که می‌توان آن را پاراگراف جدیدی تلقی کرد. [...] نه‌فقط جمله، برحی از پاراگراف‌ها و حتی کل داستان ممکن است با «و» آغاز شود. به یاد بیاوریم داستان امیرارسلان نامدار را که با این جمله آغاز می‌شود: «و اما راویان اخبار و ناقلان آثار...».

  • جمعه ۱۲ شهریور ۰۰