۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معنای الا یا ایها الساقی» ثبت شده است

عربی‌های فارسی (۶)؛ وناولها

عربی‌های حافظ (۶)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۷. وناولها: واو در اینجا واو عطف است و جملۀ پس‌ازآن (ناوِلها) معطوف است به جملۀ «أدر كأسًا». «ها» نیز مفعول‌به است برای فعل «ناول» و مرجع آن «كأسًا» است. براین‌اساس، پیداست که کلمۀ «كأس» مؤنث است. به این موضوع در لسان العرب و مختار الصحاح تصریح شده است. استعمال قرآنی این واژه نیز مؤید همین نظر است: «وَيُسقَونَ فيها كَأسًا كانَ مِزاجُها زَنجَبيلًا» (انسان: ۱۷) (در اینجا نیز ضمیر مؤنث «ها» به «كأس» برمی‌گردد). باوجوداین در برخی منابع آمده است: «وَهيَ كَلِمَةٌ مُؤَنَّثَةٌ وَيَجوزُ تَذكيرُها» (معص)؛ (کلمه‌ای است مؤنث که می‌توان آن را به‌صورت مذکر نیز به کار برد).

  • سه شنبه ۹ شهریور ۰۰

عربی‌های فارسی (۵)؛ كأسًا

عربی‌های حافظ (۵)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۶. كأسًا: «كأس» را پیاله‌ای دانسته‌اند که در آن نوشیدنی (به‌طور خاص، شراب) باشد، چنانکه گفته‌اند: «لا تُسَمَّى الكَأسُ كَأسًا إلّا وَفيهَا الشَّرابُ» (مخص) یا «القَدَحُ ما دامَ فيهِ الخَمرُ» (وسط).
گاه نیز این واژه را در حالی به کار می‌برند که مراد نه خودِ پیاله بلکه محتوای آن است که در این‌صورت کاربردی مجازی است. راغب می‌گوید: «الإناءُ بِما فيهِ مِنَ الشَّرابِ، وَسُمّيَ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما بِانفِرادِهِ كَأسًا. يُقالُ: ’شَرِبتُ كَأسًا‘» (رغب)؛ («كأس» ظرف و شرابِ داخل آن است. هریک از این دو (ظرف و نوشیدنی) را به‌تنهایی «كأس» نامیده‌اند. می‌گویند: «پیاله‌ای نوشیدم» [که طبعاً مراد نوشیدنِ خود پیاله نیست، بلکه محتوای آن است].)

تکمله: دربارۀ جنسیت در واژۀ «كأس»

ویرایش: ۶شهریور۱۴۰۰، ۹شهریور۱۴۰۰

  • چهارشنبه ۳ شهریور ۰۰

عربی‌های فارسی (۴)؛ أدِر

عربی‌های حافظ (۴)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۵. أدر: فعل امر از ریشۀ «دور» است در باب اِفعال (أدارَ، يُديرُ، أدِر، إدارةً). در معنای «أدارَ» (صیغۀ یکم ماضی) گفته‌اند: «جَعَلَهُ يَدورُ»؛ (آن را به گردش درآورد) (معص).

از همین ریشه و باب، واژۀ «تُديرونَها» در قرآن کریم آمده است (بقره: ۲۸۲).

  • شنبه ۳۰ مرداد ۰۰

عربی‌های فارسی (۳)؛ الساقي

عربی‌های حافظ (۳)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۴. الساقي: دهخدا ساقی را چنین معنا کرده است: «آب‌دهنده، آن‌که سیراب کند، پیاله‌گردان، پسر رَز، می‌گسار، آن‌که مِی در ساغر حریفان افکنَد...» (دهخ). واژۀ «الساقي» را نیز چنین معنا کرده‌اند: «مَن يُقَدِّمُ الشَّرابَ»؛ (آن‌که شراب پیش نهد) (وسط).
ظاهراً «ساقی» هم برای آب به کار می‌رود و هم برای شراب، درحالی‌که «سقّا» بیشتر یا همیشه برای آب به کار رفته است.

ویرایش: ۶شهریور۱۴۰۰

  • دوشنبه ۲۵ مرداد ۰۰

عربی‌های فارسی (۲)؛ یا أيُّها

عربی‌های حافظ (۲)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۲. يا: دسته‌ای دیگر از حروف معانی در عربی، حروف ندا هستند که «يا» یکی از آن‌هاست. «يا» را عموماً «ای» ترجمه کرده‌اند.
۳. أيها: دهخدا دربارۀ این کلمه چنین می‌نویسد: «این کلمه را در فصل میان حرف ندا و منادا آورند و در این‌صورت، منادا را هم مرفوع و هم منصوب خوانند.» ناگفته نماند که این کلمه را برای منادای مذکر به کار می‌برند و برای مؤنث، از «أيتها» استفاده می‌کنند.

  • پنجشنبه ۲۱ مرداد ۰۰