۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دستنامه ویرایش» ثبت شده است

واگویه‌ها (۲۱)؛ گزیده‌ای از کتاب دست‌نامۀ ویرایش (۹ و پایانی)

۸۱. وسایل نقلیه، وسایط نقلیه: «وسایل نقلیه» و «وسایط نقلیه» هر دو درست است و می‌توان هریک را به‌جای دیگری به کار برد، منتها «وسایط نقلیه» رسمی‌تر از «وسایل نقلیه» محسوب می‌شود.
۸۲. و یا: ترکیب حشوآمیز و نادرستی است، گرچه در آثار بزرگان ادب فارسی هم دیده می‌شود.
۸۳. ویولن: تلفظ و املای اصلی این واژۀ فرانسوی «ویولن» است نه «ویالون». [در فرهنگ املایی خط فارسی، ضبط «ویلن» ارجح دانسته شده]. 
۸۴. هفت‌خان: یکی از معانی قدیمی «خان» مرحله و منزل (در سفر) است. از همین رو املای هفت‌خان» درست است، نه «هفت‌خوان» که معنی هفت سُفره می‌دهد.
۸۵. هیچ‌کدام: فعل «هیچ‌کدام» را می‌توان مفرد یا جمع آورد.
درست: هیچ‌کدام قبول نشد.
درست: هیچ‌کدام قبول نشدند.
[چنین است هیچ‌یک].
۸۶. یه لقمۀ چپ کردن: «یه لقمۀ چپ‌کردن» ظاهراً تغییریافتۀ «یه لقمۀ چرب کردن» است.

دست‌نامۀ ویرایش (چاپ اول)، بهروز صفرزاده

  • دوشنبه ۱۳ دی ۰۰

واگویه‌ها (۲۰)؛ گزیده‌ای از کتاب دست‌نامۀ ویرایش (۸)

۷۱. مشما: «مشما» به‌معنی نایلون یا پارچۀ نایلونی، تغییریافتۀ واژۀ عربی «مشمع» است و بهتر است به همین صورت «مشما» نوشته شود.
۷۲. معتنابه:‌ «معتنیٰ به» در عربی مرکب است از معتنیٰ (اسم مفعول از اعتناء)+بـ (حرف اضافه)+ـه (ضمیر سوم‌شخص مفرد)، و روی‌هم‌رفته یعنی قابل‌اعتنا و چشم‌گیر. برخی به‌غلط «متنابه» می‌نویسند.
۷۳. معنا، معنی: [...] در فارسی «معنا» و «معنی» هر دو درست است و می‌توان هریک را به‌جای دیگری به کار برد.
۷۴. مهمان، ‌میهمان: «مهمان» و «میهمان» هر دو درست است و در متون کهن فارسی آمده است، منتها «میهمان» رسمی‌تر از «مهمان» محسوب می‌شود.
۷۵. ناغافل: «ناغافل» به‌معنی ناگهان و غافل‌گیرانه ازلحاظ ساخت نادرست است و درواقع برعکس منظور گوینده را می‌رساند،‌ اما چون رایج و جاافتاده است، ناچار باید آن را پذیرفت.

  • چهارشنبه ۸ دی ۰۰

واگویه‌ها (۱۹)؛ گزیده‌ای از کتاب دست‌نامۀ ویرایش (۷)

۶۱. لزوم: کاربرد این واژه با حرف اضافۀ «به» نادرست است.
درست: تکرار لزومی ندارد.
نادرست: لزومی به تکرار نیست.
۶۲. لمبر، لنبر: «لمبر» و «لنبر» به‌معنی باسن، هر دو درست است، اما بهتر است «لمبر» بنویسیم.
۶۳. مادام که: «ما دامَ» در عربی مرکب است از «ما» (به‌معنی «تا»، «تا وقتی که»)+دامَ (به‌معنی «برقرار باشد»). برخی به‌غلط «مادامی که» یا حتی «تا مادامی که» می‌گویند.
۶۴. مبتلابه:‌ «مبتلیٰ به» در عربی مرکب است از مبتلیٰ (اسم مفعول از ابتلا)+بــ (حرف اضافه)+ــه (ضمیر سوم‌شخص مفرد)، وروی‌هم‌رفته یعنی چیزی که به آن دچار شده‌اند، یا به‌عبارتی گرفتاری، مشکل. برخی به‌غلط مبتلابه را به‌معنی مبتلا می‌گیرند.
درست: اعتیاد مبتلابه جوانان است.
نادرست: جوانان مبتلابه اعتیادند.
۶۵. مثل... مانستن: ترکیب حشوآمیزی است و به‌جای آن باید «به... مانستن» گفت.
درست: این کار به این می‌مانست که دزدی کرده باشم.
نادرست: این کار مثل این می‌مانست که دزدی کرده باشم.

  • جمعه ۳ دی ۰۰

باریکه‌ها (۱۲)؛ «را»ی پس از فعل از دیدگاه ادیبان و ویراستاران

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

ابوالحسن نجفی: استعمال «را» پس از فعل به‌خلاف سنت هزارودویست‌سالۀ زبان فارسی است و در همه‌حال باید از آن پرهیز کرد (غلط ننویسیم، ص۲۰۶).
احمد سمیعی (گیلانی): کاربرد «را» پس از فعل مکروه است (نگارش و ویرایش، ص۲۰۸). (خطاهای مکروه هرچند به‌زعم زبان‌شناسان خطا شمرده نمی‌شود، در عرف ادبا، اگر هم خطا نباشد، مکروه است و بهتر است از آن پرهیز شود).
حسن ذوالفقاری: به‌کاربردن «را» پس از فعل از پربسامدترین غلط‌هایی است که در سال‌های اخیر در کاربرد زبان معیار دیده می‌شود (منبع).
علی صلح‌جو: واقعیت این است که این روزها بسیاری از مردم، چه فرهیخته و چه غیرفرهیخته، در گفتار، «را» را پس از فعل به کار می‌برند. [...] اگر یکی از نشانه‌های سلامت نثر را نزدیکی آن به زبان گفتار بدانیم، باید دراین‌باره تأمل کنیم (نکته‌های ویرایش، ص۲۲۳).
ناصر نیکوبخت: در نگارش فارسی امروز، حرف «را» نشانهٔ مفعول بی‌واسطه است و باید بلافاصله پس از معمول خود بیاید؛ بنابراین کاربرد آن پس از فعل، یای نکره، نهاد، متمم و بین اجزای فعل مرکب، غلط محسوب می‌شود (مبانی درست‌نویسی، ص۸۱).
بهروز صفرزاده: «را» باید پس از مفعول جمله و پیش از «که» بیاید، نه پس از فعل (دست‌نامۀ ویرایش، ص۵۷).

  • چهارشنبه ۱ دی ۰۰

واگویه‌ها (۱۸)؛ گزیده‌ای از کتاب دست‌نامۀ ویرایش (۶)

۵۱. قندان، قنددان: «قندان» و «قنددان» هر دو درست است، اما بهتر است «قندان» بنویسیم.
۵۲. کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه بودن: در این اصطلاح، جای کاسه و نیم‌کاسه عوض شده، یعنی صورت درست آن «نیم‌کاسه‌ای زیر کاسه بودن» است. شاعری فرموده:
یک دم سر من از سر زانو جدا نشد
اینجا به‌زیر کاسه بود نیم‌کاسه‌ای
که در آن، سرِ بر زانو گذاشتۀ خود را به کاسه و زانو را به نیم‌کاسه تشبیه کرده. این اصطلاح بعدها معنی «برنامه یا نقشۀ پنهانی درکاربودن» را یافته است.
۵۳. کشتی‌کچ: تلفظ و املای درست نام این ورزش خشن «کشتی‌کچ» است، نه «کشتی‌کج». catch در انگلیسی یعنی گرفتن.
۵۴. کشکِ‌بادمجان: این ترکیب اضافی در اصل ترکیب عطفی «کشک و بادمجان» (غذای مرکب از کشک و بادمجان) بوده است. «کشکِ‌بادمجان» امروزه به همین صورت رایج است و ناچار باید آن را پذیرفت.
۵۵. گاهی وقت‌ها (اوقات): ترکیب حشوآمیز و نادرستی است و به‌جای آن باید گفت «بعضی وقت‌ها (اوقات)» یا «گاهی».
درست: گاهی سردرد می‌گیرم.
نادرست: گاهی وقت‌ها سردرد می‌گیرم.

  • يكشنبه ۲۸ آذر ۰۰