۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترجمه عربی به فارسی» ثبت شده است

مرور ویرایشی (۱۵)؛ بررسی ترجمۀ فعل «أملك»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۱۵. رَبِّ إنّي لا أملِكُ إلّا نَفسي وَأخي فَافرُق بَينَنا وَبَينَ القَومِ الفاسِقينَ

(مائده: ۲۵)

مالکیتْ نخستین معنایی است که از فعل «أملك» به ذهن می‌رسد، اما مفعول‌به این فعل در این آیۀ شریفه در وهلۀ اول «نفس» و در مرحلۀ بعد «أخ» به‌واسطۀ عطف است. ازاین‌رو به نظر می‌رسد نمی‌توان به این معنا تکیه کرد. به‌عبارت‌دیگر، در فارسی بسیار بعید است که کسی خود را «مالک» خود و برادرش بداند. آیتی و معزی همین معنا را آورده‌اند و الهی قمشه‌ای از «مالک و فرمانروا» استفاده کرده که عجیب‌تر می‌نماید.

  • چهارشنبه ۱۰ آذر ۰۰

عربی‌های فارسی (۱۶)؛ الصبوح

عربی‌های حافظ (۱۶)

هاتِ الصَّبوحَ هُبّوا يا أيُّهَا السُّكاریٰ

۲. الصبوح: این واژه را در دو معنای خاص و عام به کار برده‌اند: در معنای خاص، آن را نام شرابی دانسته‌اند که «به‌وقت بامداد خورده می‌شود» یا «از پسِ صبح» (دهخ)، به‌عبارت‌دیگر، «الصَّبوحُ: شَرابُ الصَّباحِ» (وسط). اما در معنای عام، آن را به همۀ آشامیدنی‌ها و خوردنی‌های صبحگاهی اطلاق کرده‌اند: «ما يُشرَبُ أو يُؤكَلُ فِي الصَّباحِ» (وسط).


به‌اشارۀ دوست فرزانه، جناب طالبی دارابی، معنای عرفانی این واژه نیز از کتاب فخیم فرهنگ اصطلاحات عرفانی، تألیف روان‌شاد، دکتر سیدجعفر سجادی تقدیم می‌شود: «در اصطلاح عارفان، محادثه با حق را صبوحی گویند.»

(ویرایش: ۹آذر۱۴۰۰)

  • سه شنبه ۹ آذر ۰۰

مرور ویرایشی (۱۴)؛ ترجمۀ فعل «اجعل»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۱۴. رَبَّنَا أخرِجنا مِن هٰذِهِ القَريَةِ الظّالِمِ أهلُها وَاجعَل لَّنا مِن لَّدُنكَ وَليًّا وَاجعَل لَّنا مِن لَّدُنكَ نَصيرًا

(نساء: ۷۵)

فعل امرِ* «اجعل» از ریشۀ «ج‌ع‌ل»، باب فَتَح است و چنان‌که پیداست، در این آیۀ شریفه دو بار آمده است. بسیاری از مترجمان در ترجمۀ این فعل از نخستین معادل موجود، یعنی «قرار بده» استفاده می‌کنند که گاه معنایی گرته‌بردارانه به دست می‌دهد. این در حالی است که فعل «جعل» معانی دیگری نیز دارد که مترجم باید به‌فراخور، از آن‌ها هم بهره بگیرد.

  • جمعه ۵ آذر ۰۰

عربی‌های فارسی (۱۵)؛ هات

عربی‌های حافظ (۱۵)

هاتِ الصَّبوحَ هُبّوا يا أيُّهَا السُّكاریٰ

۱. هات: در کتب لغت در توضیح این واژه آمده است: «اسمُ فِعلٍ لِلأمرِ بِمَعنىٰ أعطِني»؛ (اسم فعل امر است به‌معنای «به من بده» [یا «برای من بیاور»]) (غني). «هاتِ» برای مفرد مذکر به کار می‌رود و سایر صیغ آن را چنین ذکر کرده‌اند:‌ هاتي (مفرد مؤنث)، هاتيا (مثنای مذکر و مؤنث)، هاتوا (جمع مذکر) و هاتین (جمع مؤنث) (معص).

  • پنجشنبه ۴ آذر ۰۰

مرور ویرایشی (۱۳)؛ ترجمۀ فعل «وعدتنا»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۱۳. رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدتَّنا عَلىٰ رُسُلِكَ وَلا تُخزِنا يَومَ القيامَةِ

(آل‌عمران: ۱۹۴)

چنان‌که پیش‌تر گفته شد، گاه باید جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرد و گاه باید در ترجمۀ مفعول به فارسی از حرف اضافه بهره برد (رک. شمارۀ ۵ و ۶). در اینجا مفعول هر دو فعل «آتنا» و «وعدتنا» را باید با حرف اضافه ترجمه کرد: «به ما» یا «بر ما». عموم مترجمان نیز چنین کرده‌اند.

دراین‌میان، به نظر می‌رسد ترجمه‌ای که خرمشاهی به دست داده از دقت کافی برخوردار نیست: «پروردگارا، آنچه به پیامبرانت وعده داده‌ای به ما ببخش و ما را روز قیامت خوار و رسوا مگردان.» خرمشاهی درواقع به‌اشتباه، «رسل» را مفعول‌به «وعدتنا» گرفته، حال‌اینکه پیداست مفعول‌به این فعل چیزی جز ضمیر متصل «نا» نیست. به‌عبارت‌دیگر، «نا» در «وعدتنا» در ترجمۀ خرمشاهی مفقود است.

  • جمعه ۲۸ آبان ۰۰