مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۲۰. رَبَّنَا افتَح بَينَنا وَبَينَ قَومِنا بِالحَقِّ وَأنتَ خَيرُ الفاتِحينَ

(اعراف: ۸۹)

مترجمان دربارۀ اینکه فتح در این آیه به چه معناست به‌طور عمده دو دیدگاه دارند: شماری از آنان معتقدند باید آن را به‌معنای «[راه]‌گشودن» دانست و شمار بیشتری بر این باورند که فتح در اینجا به‌معنای «داوری» است. ظاهراً واژه‌شناسان با دیدگاه دوم هم‌سوترند و با ارجاع به منابع قدیم عربی، معنای «حکم‌کردن» را ترجیح می‌دهند (محض). بااین‌حساب شاید بیجا نباشد اگر معنای نخست را نوعی گرته‌برداری بدانیم.
اما آنچه در اینجا به‌لحاظ ویرایشی از اهمیت بیشتری برخوردار است ترجمۀ ترکیب «خیر الفاتحین» است.

پیداست که «خیر» را باید در اینجا به‌شکل صفت عالی (برترین) ترجمه کرد: «بهترین.» سخن در این است که اسمِ پس از این صفت را چگونه باید ترجمه کرد؟ آیا چنان‌که در عربی به‌صورت جمع آمده است (فاتحین) در فارسی هم باید به‌شکل جمع بیاید یا برعکس، باید آن را به‌صورت مفرد آورد؟ عده‌ای بر این باورند که ترجمۀ این اسم به‌شکل جمع نوعی گرته‌برداری است، اما چنین نیست. «اسمی که همراه این صفت‌ها می‌آید ممکن است جمع یا مفرد باشد» (فتد). در ادب فارسی نیز چنین کاربردی از دیرباز رایج بوده است. مولوی می‌سراید: «بهترینِ رنگ‌ها سرخی بود.»