عربی‌های فارسی (۲۰)

أشهیٰ لَنا وأحلیٰ مِن قُبلَةِ العَذاریٰ

۳. وأحلی: واو حرف عطف است و این واژه را به «أشهی» معطوف می‌سازد. «أحلی» نیز مانند «أشهی»، اسم تفضیل است، با این تفاوت که ریشۀ آن «ح‌ل‌و» است. در معنای صیغۀ یکمِ ماضی آن گفته‌اند: «حَلَا الشَّيءُ: كانَ لَهُ طَعمُ السُّكَّرِ» (معص)؛ («حَلَا الشَّيءُ» یعنی مزۀ شکر داشت). نیز گفته‌اند: «حَلاَ الشَّيءُ لَهُ في عَينَيهِ: لَذَّ وَحَسُنَ» (وسط)؛ («حَلاَ الشَّيءُ لَهُ في عَينَيهِ» یعنی [آن چیز در چشمانش] لذت‌بخش و پسندیده شد).

دهخدا معنای آن در دو بابِ فَتَحَ و نَصَرَ را متفاوت دانسته، با این توضیح که در باب نخست (حَلا، يَحلیٰ) به‌معنای شیرین‌گردیدن است و در باب دوم (حَلا، يَحلو) به‌معنای خوش‌آمدن به چشم یا خوش فرودآمدن در دل. مصدر آن، «حَلاوَة» را نیز چنین معنا کرده‌اند: «ضِدُّ المَرارَةِ» (لسع)؛ (برعکس تلخی). بااین‌تفاصیل، «أحلی» را می‌توان «شیرین‌تر» و «خوش‌تر» معنا کرد.