ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

اسم الإشارة

اسم اشاره کلمه‌ای است که با آن به اسم، اشاره می‌کنیم. این اسم در بسیاری از موقعیت‌های اِعرابی قرار می‌گیرد، چنان‌که نقش فاعل،‌ نایب‌فاعل،‌ مبتدا، خبر و دیگر نقش‌های شناخته‌شده برای اسم‌ها را می‌پذیرد.
اسم‌های اشاره مبنی بر سکون‌اند، جز «ذِهِ»، «تِهِ»، «هٰذِهِ» و «هاتِهِ» که هم مبنی بر سکون‌اند و هم مبنی بر کسر. «هٰؤلاءِ» نیز مبنی بر کسر است. همچنین اسم‌های اشاره‌ای که برای مثنا به کار می‌روند در حالت رفع، مبنی بر الف‌اند و در حالت نصب و جر مبنی بر یاء. البته عده‌ای معتقدند اسم‌های اشارۀ به‌کاررفته برای مثنا معرب‌اند نه مبنی، و علامت اعراب آن‌ها در حالت رفع، الف است و در حالت نصب و جر، یاء. البته عربی‌دانان این دیدگاه را سست می‌دانند.

گاه به اسم‌های اشاره کاف خطاب افزوده می‌شود، مانند «ذاكَ»، «تَيكَ»، «هاتيكَ»، «ذٰلِكَ»، «تِلكَ»، «ذانِكَ»، «تانِكَ»، «أولٰئِكَ»، «أولاكَ»، «هُناكَ» و «هُنالِكَ».
نیز به بعضی از این اسم‌ها لامِ بُعد افزوده می‌شود که هنگام اشاره به دور به کار می‌رود و جایگاه آن پیش از کاف خطاب است. لام بُعد در دو جا به کار می‌رود: نخست، صیغۀ مفرد: ذٰلِكَ، تالِكَ و تِلكَ؛ دوم، صیغۀ جمع با واژۀ مقصورِ «أولیٰ»: أولالِكَ.
گفتنی است «أولٰئِكَ» را غالباً برای اشاره به عاقل به کار می‌برند و در اشاره به غیرعاقل، «تِلكَ» را جایگزین آن می‌کنند، مانند «تِلكَ البُيوتُ...».