۴۱. ساعت خواب: این اصطلاح تغییریافتۀ «صحت خواب» است، یعنی امیدوارم خوابیدن مایۀ تندرستی شما باشد. «ساعت خواب» در فارسی گفتاری به همین صورت رایج است و باید آن را پذیرفت.
۴۲. سرمنشأ: واژۀ حشوآمیزی است و ازلحاظ معنایی تفاوتی با منشأ ندارد.
۴۳. شبیه: بعد از این واژه نباید حرف اضافۀ «به» به کار برد.
درست: جانوری شبیه سمور.
نادرست: جانوری شبیه به سمور.
۴۴. صد سال به این سال‌ها: این جملۀ دعایی در اصل «صد سال بهْ از این سال‌ها» بوده است، یعنی امیدوارم صد سال زنده باشید و هر سالتان بهتر از سال قبل باشد.
۴۵. ضروری: «ضروری» به‌معنی لازم، در عربی صفت نسبی از «ضرورة» است. برخی به‌غلط به‌جای «ضروری» می‌گویند «ضرور».
درست: پرهیز از سفرهای غیرضروری.
نادرست: پرهیز از سفرهای غیرضرور.

۴۶. عقده‌اش را خالی‌کردن: در عربی، «عقدة» یعنی گره. اصطلاح «عقده» در روان‌شناسی برابر complex انگلیسی است. بدیهی است که گره را باز می‌کنیم و نمی‌توان آن را خالی کرد. تعبیر درست «عقده‌گشایی» نیز از همین‌جاست. بنابراین صورت درست این اصطلاح «عقده‌اش را واکردن» است، اما چون «عقده‌اش را خالی‌کردن» در فارسی گفتاری کاملاً جا افتاده، ناچار باید آن را پذیرفت.
۴۷. علف خرس: «علف خرس» به‌معنی چیزی که مفت به دست آمده و بی‌ارزش است ظاهراً تغییریافتۀ «علف هرز» است، اما چون در فارسی گفتاری به همین صورت جا افتاده و رایج است، ناچار باید آن را پذیرفت.
۴۸. علی‌حده: «علی‌حده» در عربی مرکب است از «علیٰ» (حرف اضافه)+حِدة (به‌معنی تنهایی از ریشۀ «وح‌د» هم‌ریشه با وحدت) و معنی «جداگانه» یا «به‌تنهایی» می‌دهد. در فارسی برخی به‌غلط «علی‌حَدّه» می‌گویند و جزء دوم آن را «حَدّ» می‌پندارند.
۴۹. غیره و ذلک: صورت درست این اصطلاح عربی «غیرُ ذلک» با ضمۀ اِعراب رفع است، یعنی «جز آن».
۵۰. فراری‌دادن: «فراری‌دادن» نادرست است و بهتر است به‌جای آن بگوییم «فراردادن».
درست: دزد را فرار دادند.
نادرست: دزد را فراری دادند.

دست‌نامۀ ویرایش (چاپ اول)، بهروز صفرزاده