ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

الاستئناف

استئناف [یا چنان‌که در فارسی می‌گوییم: استیناف] در لغت یعنی آغازکردن، و در نحو به‌معنای آغازیدنِ جمله‌ای است پس از جداکردن آن از جمله‌های پیشین. این جمله حکم اعرابی مجزایی هم از قبلِ خود دارد.

جملۀ استینافیه پس از «واو» یا «فاء» می‌آید.* این دو [در اصل] حروف عطف هستند که [در موقعیت استیناف] معنای جدایی و آغاز [ازنو] را می‌رسانند؛ مانند «اُدرُس دُروسَكَ وَاكتُب فُروضَكَ»* یا «ألَم تَسأل فَتَنطِقُ»* که در اصل چنین بوده: «فَهيَ تَنطِقُ».

بسیاری از اوقات در جواب شرط، پس از فائی که بر سر این جواب می‌آید، استیناف رخ می‌دهد؛ مانند «فَمَن يُؤمِن بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخسًا وَلا رَهَقًا»* که در اصل چنین بوده: «فَهُوَ لا يَخافُ».

لازم است پس از واو یا فای استیناف، مبتدایی بیاید. خبر این مبتدا نیز در پی آن به‌صورت مرفوع می‌آید، چراکه به‌واسطۀ خبر واقع‌شدن برای آن مبتدا، از ماقبل خود جدا شده است.


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).