کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

نجفی در غلط ننویسیم، ذیل مدخل «گشتن» آورده است که این فعل دو معنا دارد: ۱. خاص: چرخیدن، گردش‌کردن؛ ۲. عام (اسنادی): شدن. بعد می‌گوید: «بعضی از فضلا برای گشتن حصر معنایی قائل شده‌اند و آن را در همۀ موارد مانند شدن نمی‌دانند، ولی در متون معتبر فارسی چنین حصری دیده نمی‌شود و شواهد فراوانی هست حاکی از اینکه گشتن و شدن کاملاً هم‌پایۀ یکدیگرند.»

چندی پیش، حین ویرایش متنی، به غزلی برخوردم از فیض کاشانی با این مطلع:

بیا تا مونس هم یار هم غم‌خوار هم باشیم

انیس جان غم‌فرسودۀ بیمار هم باشیم

فیض در سیزدهمین بیت از این غزل، به‌زیبایی تمام، در یک مصرع، بین این هر دو معنای «گشتن» جمع کرده است:

بلاگردان هم گردیده گرد یکدیگر گردیم

شده قربان هم از جان و منت‌دار هم باشیم