عربی‌های حافظ (۱۱)

۲. مَتیٰ ما تَلقَ مَن تَهویٰ دَعِ الدُّنيا وأهمِلها

۵. تهوی: فعل مضارع است از ریشۀ «ه‌وي»، باب فَتَحَ، یعنی ماضی و مضارع آن به‌ترتیب بر وزن فَعَل و یَفعَلُ است: هَویٰ، يَهویٰ. در معنای مصدر آن (هَویٰ) چنین گفته‌اند: «عِشقٌ، حُبٌّ، إرادَةُ النَّفسِ ومَيلُها»؛ (عشق، محبت، خواست و پسند دل) (رئد). نیز متعلق آن را، هم پسندیده دانسته‌اند و هم ناپسند: «الهَویٰ: العِشقُ، وَيَكونُ في الخَيرِ وَالشَّرِّ» (وسط). گاه نیز به‌معنای گرایش به شهوت به کار رفته است: «مَيلُ النَّفسِ إلَى الشَّهوَةِ» (معص). بنابراین فعل «تَهویٰ» که صیغۀ هفتم (مفرد مذکر مخاطب) است را می‌توان چنین معنا کرد: دوست داشتی، دلخواهت بود.

گفتنی است «حب»، «هوی» و «عشق» تفاوت‌های معنایی ظریفی دارند که گاه برخی شعرای عرب بر آن انگشت نهاده‌اند، ازجمله رابعۀ عدویه که در شعر معروف خود با مطلعِ «عَرَفتُ الهَوىٰ مُذ عَرَفتُ هَواك» چنین می‌سراید:

أُحِبُّكَ حُبَّينِ حُبَّ الهَوىٰ
وَحُبًّا لِأنَّكَ أهلٌ لِذاكَ
فَأمَّا الَّذي هُوَ حُبُ الهَوىٰ
فَشُغلي بِذِكرِكَ عَمَّن سِواكَ
وَأمَّا الَّذي أنتٌ أهلٌ لَهُ
فَكَشفُكَ لِلحُجبِ حَتّىٰ أراكَ

این شعر را بسیاری از خوانندگان سرشناس جهان عرب از گذشته تا امروز خوانده‌اند که در صدر آن‌ها می‌توان به كوکبة الشرق، ام‌کلثوم اشاره کرد (دریافت).