مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۹. رَبِّ هَب لي مِن لَّدُنكَ ذُرّيَّةً طَيِّبَةً

(آل‌عمران: ۳۸)

چنان‌که پیش‌تر گرفته شد، گاه مفعول‌به را باید به‌صورت ترکیب حرف اضافه و متمم ترجمه کرد و گاه برعکس، باید جار و مجرور را به‌شکل مفعول به فارسی برگرداند (رک. شمارۀ ۵ و ۶). البته این تغییر ضوابطی دارد که ناپایبندی به آن‌ها ترجمه‌هایی دشوارخوان یا دست‌کم کهنه پدید می‌آورد.

چنان‌که می‌دانیم، در گذشته، گاه به‌جای حرف اضافه و متمم از مفعول بهره می‌برده‌اند؛ برای مثال خواجۀ شیراز می‌فرماید: «خداوندا مرا آن ده که آن به.» اما امروزه کمتر کسی را سراغ داریم که خطاب به خداوند یا دیگری بگوید: «مرا (یا من را) فلان چیز بده»، بلکه عموماً چنین می‌گوییم: «فلان چیز را به من بده.»

اما چنان‌که خواهیم دید، برخی مترجمان در ترجمۀ این آیه شیوۀ نگارشی قدما را پیش گرفته‌اند. شاید برخی این خطا را ناشی از این بدانند که «وَهَبَ» یکی از افعال تحویل (هم‌معنای «صَيَّرَ») است و دو مفعول می‌گیرد و به همین خاطر بر این باور باشند که می‌توان ترجمۀ «لي» به «مرا» را موجه دانست. شاید بتوان این‌گونه پاسخ داد که در تمام موارد کاربرد دومفعولیِ این فعل و مشتقاتش در قرآن کریم، حرف اضافه (جار و مجرور) آمده است. ازاین‌رو دست‌کم از مترجمان قرآنی انتظار می‌رود که به این تفاوت واقف باشند.

مترجمان در برخورد با این آیه به دو دسته تقسیم شده‌اند. گروهِ نخست «لي» را به «مرا» برگردانده‌اند، مانند آیتی، الهی قمشه‌ای، انصاریان، مجتبوی و معزی. اما گروه دوم آن را «به من» ترجمه کرده‌اند که ترجمه‌ای است روان‌تر و به فارسیِ امروز نزدیک‌تر، افرادی همچون خرم‌دل، خرمشاهی، صادقی تهرانی، فولادوند و قرائتی.