کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

کوچ‌کردن یعنی «حرکت‌نمودن و نقل‌مکان کردن» (دهخ). بااین‌حساب به مردمان کوچ‌کننده چه باید گفت؟

کوچ‌رو؟ آیا «روندگی» چیزی بر معنای «کوچ» می‌افزاید؟ ظاهراً نه و گویا حشو است.

کوچ‌نشین؟ این واژه را ظاهراً در دو معنا به کار برده‌اند: یکی همان کوچ‌کننده و دیگری مرکز یا محل کوچ. البته به‌هرحال، این واژه به‌ویژه در معنای اول، قدری پارادکسیکال به نظر می‌رسد: کوچ...؟ نشستن...؟ دهخدا این واژه را این‌طور معنا کرده: «کوچ‌نشیننده» که ظاهراً نه چیزی از آن ابهام می‌کاهد و نه از این پارادکس.

شاید «کوچنده» رساترین انتخاب باشد. نمی‌دانم.