۲۲. کلیشه‌ها سخت‌جان‌ترین بخش زبان‌اند. البته کلیشه‌ها بخش تقریباً مردۀ زبان و ازنظر اطلاع‌رسانی و تأثیرگذاری بسیار ضعیف‌اند. بنابراین به‌منظور مؤثرترکردن کلام، می‌توان قدری از آن‌ها فاصله گرفت، اما این فاصله‌گرفتن نباید چنان باشد که سبک‌وسیاق را در هم بریزد. چنانچه در متنی در این کار افراط شده باشد، وظیفۀ ویراستار است که نویسنده را آگاه کند.

۲۳. «قرون وسطی» را به «سده‌های میانه» تبدیل کردیم. چه خوب. اما نمی‌دانم با صفت «قرون وسطایی» چه باید کرد. برخی از مهندسی‌های زبان در جایی به بن‌بست می‌خورد که به‌هیچ‌وجه قابل‌پیش‌بینی نیست. در دست‌کاری زبان باید دقت کرد.

۲۴. اکنون برخی از نویسندگان و ویراستاران به‌شدت در حال تنوین‌زدایی از زبان فارسی‌اند. البته منظور دست‌کاری‌های رسم‌الخطی نظیر تبدیل «مثلاً» به «مثلن» نیست؛ منظور فرار از «مثلاً» و افتادن به دام «برای مثال» است که خود گرته‌ای است از «for example» انگلیسی. این بدان معنی نیست که به‌کاربردن «برای مثال» غلط است، بلکه مراد این است که از تنوین نهراسیم، زیرا دیگر بخشی از زبان فارسی شده است.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو