مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۵. رَبَّنا وَلَا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ

(بقره: ۲۸۶)

حروف جر در زبان عربی را گاه می‌توان با همان معنای معروف به فارسی برگرداند؛ مانند «جِئتُ مِنَ المَدرَسَةِ» که در آن «مِن» را «از» ترجمه می‌کنند: «از مدرسه آمدم.» اما گاه در ترجمه باید از معنای شناخته‌شدۀ این حروف فاصله گرفت؛ مانند «دَنَوتُ مِن أحمَدَ» که در آن «مِن» را «به» ترجمه می‌کنند: «به احمد نزدیک شدم.» گاه نیز باید جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرد؛ مانند «سَخِرتُ مِن صَديقي» که به این‌صورت به فارسی برگردانده می‌شود: «دوستم را مسخره کردم.» البته عکس این نیز صادق است، یعنی گاه در ترجمۀ مفعول به فارسی از حرف اضافه بهره می‌برند. همچنین گاه جار و مجرور را به‌شکل ترکیب اضافی ترجمه می‌کنند و چه‌بسا «باید» چنین کرد.

عموم مترجمان در ترجمۀ عبارت «ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ» جار و مجرور دوم (بِهِ) را به‌شکل ترکیب اضافی ترجمه کرده‌اند که نتیجۀ آن ترجمه‌ای مفهوم و متعارف است: «طاقت آن نداریم» (آیتی)، «یارای آن را نداریم» (خرم‌دل)، «تاب‌وتوان آن را نداریم» (خرمشاهی و صادقی تهرانی) و... . اما دو تن از مترجمان با ترجمۀ حرف اضافۀ «بـ» به همان معنای معروف، ترجمه‌ای گرته‌بردارانه به دست داده‌اند: «به آن تاب‌وتوان نداریم» (انصاریان) و «بدان طاقتی نیست» (معزی). می‌توان گفت دست‌کم در فارسیِ امروز، در عبارات و جملات مشابه، برای کلماتی چون طاقت و توان و یارا از حرف اضافۀ «به» استفاده نمی‌شود، چه در نوشتار و چه در گفتار.
ناگفته نماند که ترجمۀ اخیر (معزی) از نوع کلمه‌به‌کلمه است و در آن، روانی متن اولویتی نداشته است.