مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۴. رَبَّنا وَلا تَحمِل عَلَينا إصرًا كَما حَمَلتَهُ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِنا

(بقره: ۲۸۶)

عموم مترجمان در ترجمۀ فعل «لا تحمل» از برابرهای فارسیِ «مگذار»، «منه» و «قرار مده» استفاده کرده‌اند. تفاوت در اینجاست که برخی به همین مقدار اکتفا کرده و درنتیجه ترجمه‌ای گرته‌بردارانه به دست داده‌اند، و برخی دیگر با افزودن واژگانی به این ترکیب، ترجمه‌ای مفهوم‌تر ارائه کرده‌اند.
گروه اولْ جملۀ «لا تحمل علينا إصرًا» را این‌گونه برگردانده‌اند: «تكليف گران بر ما منه» (آیتی)، و «تکلیف سنگینى بر ما قرار مده» (قرائتی و مکارم شیرازی). این ترجمه‌ها دست‌کم در نگاه نخست قدری نامفهوم‌اند. امروزه کمتر کسی به صاحب‌کار یا رئیس یا خلاصه مافوق خود می‌گوید: «تکلیف سنگینی بر من قرار نده/منه.» گویی این جمله کلمه یا کلماتی کم دارد.
گروه دوم به این کاستی پی برده و آن را با افزودن واژگانی چون «عهده» و «دوش» برطرف کرده‌اند: «بار گرانی برعهدۀ ما مگذار» (خرمشاهی) و «بار گرانی بر (دوش) ما مگذار» (صادقی تهرانی و فولادوند).
ناگفته نماند که دست‌کم دو تن از مترجمان ترجیح داده‌اند در برابر «حمل» از مفهوم «بارکردن» بهره بگیرند: «تكليف سخت بر ما بار مكن» (بهرام‌پور) و «بار مکن ما را گرانی» (معزی). شکی نیست که یکی از معانی «بارکردن» تحمیل است، اما این معنا امروزه تاحدی از یادها رفته و کهنه می‌نماید.

ویرایش: ۲شهریور۱۴۰۰