عربی‌های فارسی (۲۴)

۶. المُدامَ المُدام يا أحباب

۱. المدام: «مدام» در اصل اسم مفعول از باب إفعال (إدامة) است. نخستین معنای آن «همیشه» و «همیشگی» است (عمد)، اما در اینجا معنای دیگرش مدنظر است؛ «مدام و مدامه یعنی شراب» (حفظ). زمخشری دربارۀ اینکه چرا چنین نامی به شراب اطلاق شده است در اساس البلاغه ذیل مدخل «دَوم» می‌نویسد: «سُمّيَت لِأنَّ شُربَها يُدامُ أيّامًا دونَ سائِرَ الأشرِبَةِ»؛ (چنین نامیده شده، زیرا آن را چندین روز می‌نوشند، بی‌آنکه نوشیدنی دیگری در کار باشد). مولوی نیز این توجیه را چنین به شعر درآورده است:

زان عرب بنهاد نام می مدام
زانک سیری نیست می‌خور را مدام

«مدام» در اصطلاحات عرفانی به‌معنای «شراب و میِ وحدت است که عارفِ کامل همواره از آن سرمست است» (فعر).
نیز ناگفته پیداست که در اینجا نیز مانند «الصبوحَ الصبوح»، اسلوب اغرا به کار رفته و معنای مدنظر حافظ چنین بوده است: «مدام بخواهید، مدام بخواهید.»