کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

در متنی آمده بود: «تیم از این موضوع آگاهی داشت و نهایتاً تصمیم گرفت که چیز بیشتری از این مکالمات به دست نخواهد آمد.» وقتی این جمله را به‌دقت می‌خوانیم، حس می‌کنیم چیزی سر جای خودش نیست. درواقع اینکه چیزی از مکالمات به دست نخواهد آمد یک جور نتیجه‌گیری است، نه تصمیم‌گیری. همین باعث می‌شود به فعل «تصمیم گرفت» مشکوک شویم. وقتی به‌سراغ متن اصلی می‌رویم، به فعل «decide» برمی‌خوریم که «تصمیم‌گرفتن» آشناترین معنای آن است. اما این آشناترین معنا تنها یکی از معانی پنج‌گانه‌اش است. این فعل گاهی معنای «نتیجه‌گیری» می‌دهد و گاهی معنای «فیصله‌دادن» یا «حکم‌کردن» یا «متقاعدکردن و مجاب‌شدن». اعتمادکردن به حافظه و بهره‌گیری از نخستین معادلی که از کلمه در ذهن داریم خیلی از اوقات موجب درافتادن به ورطۀ گرته‌برداری است.