بدین آسانی خویشتن را به‌تمامی نتوان شناختن، باز آنکه به تو هیچ‌چیز نزدیک‌تر از تو نیست، و کسی که خود را نشناخته باشد و دعوی شناخت چیز دیگر کند همچون مفلسی باشد که خود را طعام بنتواند دادن، و دعوی آن کند که درویشان شهر، همه را طعام دهد و نان وی خورند، و این هم زشت بود و هم مُحال.

کیمیای سعادت، ابوحامد محمد غزالی