عربی‌های فارسی (۲۳)

الصَّبوحَ الصَّبوح يا أصحاب

۱. الصبوح: پیش‌تر دربارۀ این واژه سخن گفتیم (رک. شمارۀ ۱۵). ). در اینجا باید این نکته را افزود که آغاز جمله با «الصبوح» و تکرار آن بر کاربرد اسلوب اغرا دلالت دارد، به این معنا که فعل محذوفی در کار است که ترغیب و تحریص را می‌رساند. درواقع حافظ درصدد این است که بگوید: «صبوح بخواهید، صبوح بخواهید!»*
۲. یا: این واژه نیز پیش‌تر شرح داده شده است (رک. شمارۀ ۲).
۳. أصحاب: جمع «صاحب» است* که آن را «مُرافِق»، «مُلازِم» و «مُعاشِر» معنا کرده‌اند (رئد) که یعنی همراه و هم‌نشین. این غیر از معنای اولیه‌ای است که از این واژه به ذهن می‌رسد: مالک و دارا. «صاحب» اسم فاعل است از ریشۀ «ص‌ح‌ب». صیغۀ یکم ماضی آن «صَحِبَ» و مضارعش «يَصحَبُ» است، یعنی از باب «فَرِحَ» است. مصدر شناخته‌شده‌ترِ آن «صُحبَة» است (لسع) که در فارسی، شاید با نوعی توسع معنایی، به‌جای «گفت‌وگو» نیز به کار می‌رود.

دربارۀ «أصحاب» همچنین می‌توان گفت که این واژه در اصل، منادای مفرد بوده است، یعنی منادایی که نه مضاف است و نه شبه‌مضاف. در این‌صورت در اصل «أصحابَ» بوده است که به‌ضرورت وزن، باید آن را ساکن خواند. بااین‌حال، بعید نیست که این واژه در اصل «أصحابي» بوده باشد. توضیح اینکه در زبان عربی، درصورتی‌که منادای مضاف به یای متکلمْ صحیح‌الآخر باشد، می‌توان به‌جای یاء از کسره استفاده کرد. این موضوع به‌ویژه در برخی متون کهن، ازجمله قرآن کریم به چشم می‌خورد، مانند آیۀ شانزدهم سورۀ زمر: «يا عِبادِ فَاتَّقونِ» که در اصل «يا عبادي» بوده است. بااین‌حساب، می‌توان گفت «أصحاب» درواقع «أصحابِ» بوده که به‌ضرورت وزن، آن را ساکن می‌خوانیم. در چنین فرضی، خطاب حافظ در این مصرع به یارانِ خود بوده است: «صبوح را دریابید ای یاران من.»


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).