۱. نیازی به تکرار مکررات نیست. همین‌قدر بگویم که امروزه دیگر کمتر ناشری پیدا می‌شود که دست‌نوشته‌ای را بدون آنکه خود یا شخص مورداعتماد دیگری به‌دقت بخواند به چاپ‌خانه بفرستد. همین خواندن و تأمل نکته‌سنجانه در دست‌نوشته و سعی در یکنواخت‌کردن برخی ظواهر آن، چون شیوۀ خط و نقطه‌گذاری و ضبط اعلام، ویرایش است. معنی ویراستاری الزاماً حک و اصلاح شدید و دگرگون‌کردن متن نیست.

۲. خواندن نمونه‌های حروف‌چینی و تصحیح غلط‌هایی که در جریان تبدیل دست‌نوشته به حروف چاپی پیش می‌آید کار دقیق و مهمی است و ناشران جدی در این امر [نمونه‌خوانی] کوتاهی نمی‌کنند.

۳. طراحی کتاب به طراحی یک ساختمان بی‌شباهت نیست و گرافیست با مشورت ویراستار و تأمل در فهرست مطالب کتاب و فصل‌بندی آن معلوم خواهد کرد در آغاز هر بخش یا فصل چگونه درگاهی بسازد تا خواننده پس از به‌پایان‌رساندن بخش قبل، واقعاً حس کند دارد وارد فضای جدیدی می‌شود.

در گیرودار کتاب و نشر، کریم امامی (به‌کوشش عبدالحسین آذرنگ و ایران‌ناز کاشیان)