درآمد: در بازۀ ۷بهمن۱۳۹۵ تا ۱۱مرداد۱۳۹۹، ۲۳۰ مدخل برگزیده از کتاب غلط ننویسیم؛ فرهنگ دشواری‌های زبان فارسی در کانال ویراستارباشی انتشار یافت. برخی از این مدخل‌ها صرفاً گزیده‌ای بود از همان متن اصلی، و برخی دیگر همراه بود با نظرات تکمیلی یا انتقادی خودِ مؤلف و دیگر صاحب‌نظران. بعدها این گزیده در وبگاه ویراستارباشی هم قرار گرفت و از آنجا به وبگاه‌هایی دیگر راه یافت.

آنچه در اینجا می‌خوانید، تلاشی تدریجی است برای تکمیل و روزآمدسازیِ فرسته‌های پیشین، به‌منظور فراهم‌آمدن نسخه‌ای پخته‌تر و کامل‌تر از همان گزیده. در این مسیر، به‌طور خاص از منابع زیر بهره برده‌ام:

۱. کتاب غلط ننویسیم؛ از چاپ اول تا ویراست دوم، امید طبیب‌زاده، نشر کتاب بهار؛

۲. کتاب دست‌نامۀ ویرایش، بهروز صفرزاده، نشر کتاب سده؛

۳. یادداشت‌های فرهاد قربان‌زاده.

همچنین برای رعایت اختصار، در اشاره به نام افراد، از ذکر عناوین و القاب احترام‌آمیز صرف‌نظر شده است.


۱. آبدیده یا آب‌داده؟

نجفی معتقد بود «آبدیده» و «آب‌داده» با یکدیگر تفاوت دارند: اوّلی به‌معنای خراب و فاسد (براثر رطوبت‌دیدگی) است، مانند «پارچهٔ آبدیده» و دومی یعنی تیزکرده و عمل‌آوری‌شده در گرما، مانند «خنجر آب‌داده».

در مقابل، باطنی معتقد بود «آبدیده» در ترکیب «فولاد آبدیده» صحیح است، به دو دلیل: ۱. در میان مردم رایج شده (مبنایی که مورد پذیرش نجفی هم بود)؛ ۲. «آب‌دادن» امروزه معنایی مستقل یافته: «نشاندن لایه‌ای از فلزی بر فلزی دیگر با استفاده از فنون الکتروشیمیایی».

اما شاید بتوان بهترین نقد را متعلق به سمیعی گیلانی دانست که معتقد است نجفی به نظایر این ترکیب در مجهول‌سازی یا لازم‌سازی در فارسی دقت نکرده: آزاردادن و آزاردیدن، تعلیم‌دادن و تعلیم‌دیدن، صیقل‌دادن و صیقل‌دیدن و... .

بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که «آبدیده» را می‌شود هم در معنای «خراب و رطوبت‌دیده» استفاده کرد و هم در معنای «تیزکرده و عمل‌آوری‌شده». بررسی‌های جدید هم مؤید این نتیجه‌گیری است.

۲. آزمایشات، پیشنهادات، تراوشات، سفارشات، گزارشات و…
بهتر است واژگان فارسی را با نشانه‌های فارسی جمع ببندیم: آزمایش‌ها، پیشنهادها و… .

 

(آخرین به‌روزرسانی: ۵آذر۱۴۰۰)