۱۶ مطلب با موضوع «باریکه‌ها» ثبت شده است

باریکه‌ها (۱۱)؛ در وجوب بازخوانی متن

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

گاهی برخی ویراستاران بعد از یک بار ویرایش متن، از بازبینی آن طفره می‌روند. بهانهٔ برخی کمبود وقت و انبوهیِ کارهاست و برخی دیگر بازبینی را وظیفهٔ نمونه‌خوان می‌دانند، که مایهٔ شگفتی است.
تجربهٔ شخصی‌ام می‌گوید «هیچ‌چیز» جای بازبینی متن توسط ویراستار را نمی‌گیرد. دلیلش هم این است که پس از پدیدآور، هیچ‌کس به‌اندازهٔ ویراستار با متن دمخور نمی‌شود و با زیروبمش آشنا نیست.
موضوع عجیب‌ترْ درخواست دستمزد اضافه برای این کار است. بازبینی جزو وظایف ویراستار است و اساساً بخشی از کار اوست.  بنابراین منطقی نیست که دستمزد اضافه‌ای برای آن تعیین شود.
بااین‌همه اگر ویراستاری تصور می‌کند وظیفه ندارد متن را پس از ویرایش بازخوانی کند، دست‌کم باید کارفرما را از این دیدگاه مطلع کند تا در صورت لزوم، طرفین دراین‌باره به‌توافق برسند.

  • جمعه ۲۶ آذر ۰۰

باریکه‌ها (۱۰)؛ «دربارۀ «واردشدن بر»

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

كُلَّما دَخَلَ عَلَيها زَكَرِيَّا المِحرابَ وَجَدَ عِندَها رِزقًا (آل‌عمران: ۳۷)

نخستین معنایی که از «دَخَلَ عَلیٰ» به ذهن می‌رسد «واردشدن بر کسی» است که آن را «به‌عنوان مهمان به خانۀ او رفتن» معنا کرده‌اند (ففس). بااین‌حساب شاید نتوان چنین ترجمه‌ای را کم‌کوشانه و گرته‌بردارانه دانست. درعین‌حال شاید بتوان ترجمه‌ای روان‌تر و به‌تعبیری خودمانی‌تر از آن به دست داد، چنان‌که برخی مترجمان چنین کرده‌اند:

«نزد او می‌رفت» (آیتی)،

«به صومعه می‌آمد»‌ (الهی قمشه‌ای)،

«وارد عبادتگاه او می‌شد» (خرم‌دل) و

«وارد محراب او می‌شد» (مکارم شیرازی).

  • يكشنبه ۲۱ آذر ۰۰

باریکه‌ها (۹)؛ رهنمون یعنی راهنما

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

در بخشی از مدخل «مشورت» در دانشنامۀ برخط ویکی‌فقه، حدیثی چنین ترجمه شده است: «هرکس با صاحبان‌ اندیشه و خرد مشورت نماید، به راه درست رهنمون می‌شود.» با مراجعه به منبع ذکرشده در این متن، اصل حدیث را چنین یافتم: «ما تَشاوَرَ قَومٌ إلّا هُدوا إلىٰ رُشدِهِم.» ناگفته پیداست که در این حدیث، راهیابی نتیجۀ مشورت دانسته شده است. به‌عبارت‌دیگر، برپایۀ این حدیث، اگر کسی [به‌درستی] مشورت کند، راه درست را می‌یابد. این در حالی است که در ترجمۀ نادقیق این حدیث، مترجم از لفظ «رهنمون» بهره برده است که به‌معنای «نشان‌دهندۀ راه، راهنما» است (ففس).

آری، «رهنمون» یعنی راهنما نه راه‌یافته. متأسفانه در بسیاری از متون، به‌ویژه در ترجمه‌ها، چنین خطایی به چشم می‌خورد.

  • سه شنبه ۱۶ آذر ۰۰

باریکه‌ها (۸)؛ حشو دوقبضه

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

بزرگی موقع صحبت گفت: «از خداوند می‌خواهیم که ان شاء الله...» و دیگری گفت: «خداوند ان شاء الله...». گویی سخنور فارسی‌زبان عبارت «ان شاء الله» را یکپارچه می‌بیند و دست‌کم هنگام صحبت به این نکته واقف نیست که عبارت یادشده مشتمل بر کلمۀ «الله» است و معنای «خداوند» را در خود دارد. در صحبت و سخنرانی شاید بتوان از این عیب چشم پوشید، اما به نظر می‌رسد در نوشتار باید از این دوباره‌گویی حشوآمیز برحذر بود.

(ویرایش: ۱۳آذر۱۴۰۰)

  • پنجشنبه ۱۱ آذر ۰۰

باریکه‌ها (۷)؛ غلط نکنم غلط کردم

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

یک. نمی‌دانم وقتی کسی از کاری پشیمان می‌شود به «غلط کردم» می‌افتد یا به «غلط‌کردن». البته خودم ترجیح می‌دهم هیچ‌وقت به هیچ‌کدام نیفتم!

دو. دیده‌ام که افغانستانی‌ها از «غلط‌کردن» برای اشاره به خطاهای خود یا دیگران استفاده می‌کنند، بدون اینکه معنایی لزوماً توهین‌آمیز برداشت کنند. «غلط کردی» یعنی «اشتباه کردی». حافظ می‌گوید: «ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا.» ما فارسی‌زبانانِ امروز در ایران دست‌کم درمورد خودمان از این فعل استفاده می‌کنیم، بدون اینکه قصد خودسرزنشگری داشته باشیم: «غلط نکنم باید چنین‌وچنان باشد.»

سه. مولانا می‌سراید: «ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی.» اینجا «غلط‌کردن» به چه معناست؟

(ویرایش: ۴دی۱۴۰۰)

  • شنبه ۶ آذر ۰۰