فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۴)؛ اثنا عشر، اثنان، اثنتان، و الأجوف

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

اثنا عشر، اثنان، اثنتان

اعدادِ اثنان و اثنتان، و اثنین و اثنتین زیرمجموعۀ «ملحقات مثنی» هستند. اما عدد اثنا عشر توضیحات بخصوصی دارد که در بحث عدد به آن می‌پردازیم.

الأجوف

افعال معتل‌العین* را اجوف می‌نامند، مانند «سالَ»، «مالَ»، «حالَ».


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • جمعه ۲۹ مرداد ۰۰

واگویه‌ها (۳)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۳)

۷. در اروپا و آمریکا این کار [بازبینی نهایی متن] از وظایف نویسنده است، اما در ایران،‌ برخی از نویسنده‌ها این وظیفه را قبول ندارند و برخی دیگر توانایی انجام‌دادن آن را ندارند. بنابراین، این کارها معمولاً به دوش ویراستار و نمونه‌خوان می‌افتد.

۸. ویراستار لزوماْ نمونه‌خوان خوبی نیست. وظیفۀ ویراستار دیدن کلمه و وظیفۀ نمونه‌خوان دیدن تک‌تک حروف آن است.

۹. مترجمان نباید از گرته‌برداری‌های لازم بپرهیزند و ویراستاران نیز نباید آنان را از این کار بترسانند. ما همچنان به گرته‌برداری نیاز داریم.
نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • چهارشنبه ۲۷ مرداد ۰۰

مرور ویرایشی (۳)؛ ترجمۀ فعل «لا تؤاخذنا»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۳. رَبَّنا لا تُؤاخِذنا إن نَسينا أو أخطَأنا

(بقره: ۲۸۶)

برخی مترجمان فعل «لا تؤاخذنا» را به «بازخواست/مؤاخذه مکن» برگردانده‌اند که ترجمۀ مفهوم و روانی است. اما برخی دیگر از مترجمان از مصدر «گرفتن» در همین معنای «مؤاخده و بازخواست» استفاده کرده و فعل «مگیر» را در برابر «لا تواخذنا» گذاشته‌اند. این گروه از دو راه چنین کرده‌اند:

  • سه شنبه ۲۶ مرداد ۰۰

عربی‌های فارسی (۳)؛ الساقي

عربی‌های حافظ (۳)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۴. الساقي: دهخدا ساقی را چنین معنا کرده است: «آب‌دهنده، آن‌که سیراب کند، پیاله‌گردان، پسر رَز، می‌گسار، آن‌که مِی در ساغر حریفان افکنَد...» (دهخ). واژۀ «الساقي» را نیز چنین معنا کرده‌اند: «مَن يُقَدِّمُ الشَّرابَ»؛ (آن‌که شراب پیش نهد) (وسط).
ظاهراً «ساقی» هم برای آب به کار می‌رود و هم برای شراب، درحالی‌که «سقّا» بیشتر یا همیشه برای آب به کار رفته است.

ویرایش: ۶شهریور۱۴۰۰

  • دوشنبه ۲۵ مرداد ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۳)؛ إثر و أثناء

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

إثر

به باقی‌ماندۀ هرچیز «الإثر» و «الأثَر» می‌گویند. عرب‌ها می‌گویند: «خَرَجتُ في إثرِهِ»* یا «في أثَرِهِ» که یعنی «بعد از او». همچنین می‌گویند: «خَرَجَ عَلَی الأثَرِ»* که یعنی «فوراً».

أثناء

یعنی میان و درون. در بیشتر مواقع به‌صورت مجرور با حرف «في» به کار می‌رود: «ذَهَبتُ في أثناءِ النَّهارِ إلَی المَلعَبِ.»*


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • يكشنبه ۲۴ مرداد ۰۰