عربی‌های فارسی (۵)؛ كأسًا

عربی‌های حافظ (۵)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۶. كأسًا: «كأس» را پیاله‌ای دانسته‌اند که در آن نوشیدنی (به‌طور خاص، شراب) باشد، چنانکه گفته‌اند: «لا تُسَمَّى الكَأسُ كَأسًا إلّا وَفيهَا الشَّرابُ» (مخص) یا «القَدَحُ ما دامَ فيهِ الخَمرُ» (وسط).
گاه نیز این واژه را در حالی به کار می‌برند که مراد نه خودِ پیاله بلکه محتوای آن است که در این‌صورت کاربردی مجازی است. راغب می‌گوید: «الإناءُ بِما فيهِ مِنَ الشَّرابِ، وَسُمّيَ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما بِانفِرادِهِ كَأسًا. يُقالُ: ’شَرِبتُ كَأسًا‘» (رغب)؛ («كأس» ظرف و شرابِ داخل آن است. هریک از این دو (ظرف و نوشیدنی) را به‌تنهایی «كأس» نامیده‌اند. می‌گویند: «پیاله‌ای نوشیدم» [که طبعاً مراد نوشیدنِ خود پیاله نیست، بلکه محتوای آن است].)

تکمله: دربارۀ جنسیت در واژۀ «كأس»

ویرایش: ۶شهریور۱۴۰۰، ۹شهریور۱۴۰۰

  • چهارشنبه ۳ شهریور ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۵)؛ أحاد

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

أُحاد

مانند «أتَوا أُحادَ»* یا «أُحادَ أُحادَ» که هم‌معنای «واحدًا واحدًا» است. منصوب‌بودن این واژه به‌خاطر نقش آن، حال، است. نیز این واژه غیرمنصرف است و تنوین نمی‌گیرد، چراکه صفت معدول* از عدد «واحد» است.


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • سه شنبه ۲ شهریور ۰۰

واگویه‌ها (۴)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۴)

۱۰ تشخیص واژه و اصطلاح از ملزومات ویرایش است. اصطلاحات در سراسر متن باید یکسان باشد، اما واژه‌های مترادف را می‌توان به‌جای هم به کار گرفت.

۱۱. عبارت‌هایی چون «بازاندیشی انقلاب ایران»، «بازاندیشی اقتصاد دولتی» یا «بازاندیشی زبان فارسی» درست نیست. [...] صورت درست آن‌ها باید با حرف اضافه به کار رود: بازاندیشی به انقلاب ایران و بازاندیشی به زبان فارسی.

۱۲. هرچند ناشران یا نویسندگان ایرانی دربارۀ مطالب روی جلد و عنوان کتاب با ویراستار مشورت نمی‌کنند، اگر ویراستار نوع پدیدآورندگی را در کتابی نادرست بداند، باید آن را با ناشر یا نویسنده در میان بگذارد؛ مثلاً اگر کسی کتابی دربارۀ موضوعی علمی یا ادبی نوشته و در آن به توصیف مفاهیم آن موضوع پرداخته و در این کار نقل‌قول‌هایی مستقیم یا غیرمستقیم از دیگران آورده و مآخذ آن را نیز داده است، بدون شک، کار او تألیف است نه تدوین یا گردآوری. به‌هرحال نظردادن دربارۀ نوع فعالیت پدیدآورنده از وظایف ویراستار در معنای وسیع این کلمه است.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • دوشنبه ۱ شهریور ۰۰

مرور ویرایشی (۴)؛ ترجمۀ فعل «لا تحمل»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۴. رَبَّنا وَلا تَحمِل عَلَينا إصرًا كَما حَمَلتَهُ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِنا

(بقره: ۲۸۶)

عموم مترجمان در ترجمۀ فعل «لا تحمل» از برابرهای فارسیِ «مگذار»، «منه» و «قرار مده» استفاده کرده‌اند. تفاوت در اینجاست که برخی به همین مقدار اکتفا کرده و درنتیجه ترجمه‌ای گرته‌بردارانه به دست داده‌اند، و برخی دیگر با افزودن واژگانی به این ترکیب، ترجمه‌ای مفهوم‌تر ارائه کرده‌اند.
گروه اولْ جملۀ «لا تحمل علينا إصرًا» را این‌گونه برگردانده‌اند: «تكليف گران بر ما منه» (آیتی)، و «تکلیف سنگینى بر ما قرار مده» (قرائتی و مکارم شیرازی). این ترجمه‌ها دست‌کم در نگاه نخست قدری نامفهوم‌اند. امروزه کمتر کسی به صاحب‌کار یا رئیس یا خلاصه مافوق خود می‌گوید: «تکلیف سنگینی بر من قرار نده/منه.» گویی این جمله کلمه یا کلماتی کم دارد.

  • يكشنبه ۳۱ مرداد ۰۰

عربی‌های فارسی (۴)؛ أدِر

عربی‌های حافظ (۴)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۵. أدر: فعل امر از ریشۀ «دور» است در باب اِفعال (أدارَ، يُديرُ، أدِر، إدارةً). در معنای «أدارَ» (صیغۀ یکم ماضی) گفته‌اند: «جَعَلَهُ يَدورُ»؛ (آن را به گردش درآورد) (معص).

از همین ریشه و باب، واژۀ «تُديرونَها» در قرآن کریم آمده است (بقره: ۲۸۲).

  • شنبه ۳۰ مرداد ۰۰