مرور ویرایشی (۶)؛ ترجمۀ «اغفر لنا» و «ارحمنا»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۶. وَاعفُ عَنّا وَاغفِر لَنا وَارحَمنا

(بقره: ۲۸۶)

چنان‌که پیش‌تر گفته شد، گاه باید جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرد و گاه باید در ترجمۀ مفعول به فارسی از حرف اضافه بهره برد. فعل دوم و سوم در این بخش از آیه مثال خوبی برای قاعدۀ پیش‌گفته‌اند. عموم مترجمان در ترجمۀ «اغفر لنا»، جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرده‌اند: «ما را بيامرز» (آیتی، انصاریان، قرائتی و مجتبوی) یا «ما را ببخشای» (خرم‌دل و فولادوند)؛ اما صادقی تهرانی با برگزیدن معنای دیگر غفران، پوشاندن، آن را این‌گونه برگردانده است: «برایمان بپوشان»، آن‌هم بی هیچ توضیح اضافه‌ای. درواقع روشن نیست که چه‌چیزی قرار است پوشانده شود. البته از قراینی در همین آیه و دیگر آیات روشن است که مراد چیست، اما به‌هرحال این ابهام به‌وضوح از رسایی ترجمه کاسته است.

  • چهارشنبه ۱۰ شهریور ۰۰

عربی‌های فارسی (۶)؛ وناولها

عربی‌های حافظ (۶)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۷. وناولها: واو در اینجا واو عطف است و جملۀ پس‌ازآن (ناوِلها) معطوف است به جملۀ «أدر كأسًا». «ها» نیز مفعول‌به است برای فعل «ناول» و مرجع آن «كأسًا» است. براین‌اساس، پیداست که کلمۀ «كأس» مؤنث است. به این موضوع در لسان العرب و مختار الصحاح تصریح شده است. استعمال قرآنی این واژه نیز مؤید همین نظر است: «وَيُسقَونَ فيها كَأسًا كانَ مِزاجُها زَنجَبيلًا» (انسان: ۱۷) (در اینجا نیز ضمیر مؤنث «ها» به «كأس» برمی‌گردد). باوجوداین در برخی منابع آمده است: «وَهيَ كَلِمَةٌ مُؤَنَّثَةٌ وَيَجوزُ تَذكيرُها» (معص)؛ (کلمه‌ای است مؤنث که می‌توان آن را به‌صورت مذکر نیز به کار برد).

  • سه شنبه ۹ شهریور ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۶)؛ أحد عشر، إحدی عشرة، أحرف الجواب

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

أحد عشر، إحدی عشرة

رک. العدد

أحرف الجواب

حروف جواب حروفی هستند که برای دلالت بر جملۀ محذوفِ جواب به کار می‌روند و جانشین آن می‌شوند. این حروف عبارت‌اند از «نَعَم»، «بَلیٰ»، «إي»، «أجَل»، «جَيرِ»*، «لا» و «كَلّا».


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • دوشنبه ۸ شهریور ۰۰

واگویه‌ها (۵)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۵)

۱۳. خط همواره ثابت و تلفظ متغیر است. به همین دلیل است که ما اکنون واژۀ «خواهر» را به‌رغم بی‌نقش‌بودن حرف واو ازلحاظ تلفظ، همچنان با واو می‌نویسیم تا حافظۀ بصری‌مان به هم نخورد.

۱۴. وقتی دربارۀ کسی می‌نویسیم، باید یک بار در همان اوایل مقاله یا فصل کتاب، نام او را کامل (نام و نام خانوادگی، مثلاً ویلیام شکسپیر) بیاوریم، اما در نوبت‌های بعدی باید دقت کنیم که فقط نام خانوادگی او را بنویسیم. این موضوع در نوشته‌های غربی رعایت می‌شود، اما نویسندگان ایرانی کمتر به آن توجه دارند. [...] بنابراین اگر در مقاله‌ای این اتفاق افتاده باشد، وظیفۀ ویراستار است که آن را اصلاح کند.

۱۵. ویرایش فقط گرفتن غلط نیست؛ دیدن کمبودها هم هست.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • يكشنبه ۷ شهریور ۰۰

مرور ویرایشی (۵)؛ ترجمۀ حرف اضافۀ «بـ»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۵. رَبَّنا وَلَا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ

(بقره: ۲۸۶)

حروف جر در زبان عربی را گاه می‌توان با همان معنای معروف به فارسی برگرداند؛ مانند «جِئتُ مِنَ المَدرَسَةِ» که در آن «مِن» را «از» ترجمه می‌کنند: «از مدرسه آمدم.» اما گاه در ترجمه باید از معنای شناخته‌شدۀ این حروف فاصله گرفت؛ مانند «دَنَوتُ مِن أحمَدَ» که در آن «مِن» را «به» ترجمه می‌کنند: «به احمد نزدیک شدم.» گاه نیز باید جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرد؛ مانند «سَخِرتُ مِن صَديقي» که به این‌صورت به فارسی برگردانده می‌شود: «دوستم را مسخره کردم.» البته عکس این نیز صادق است، یعنی گاه در ترجمۀ مفعول به فارسی از حرف اضافه بهره می‌برند. همچنین گاه جار و مجرور را به‌شکل ترکیب اضافی ترجمه می‌کنند و چه‌بسا «باید» چنین کرد.

  • شنبه ۶ شهریور ۰۰