فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۱)؛ اِبتِدائیَّة

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، محمد امین ضنّاوی

اِبتِدائیَّة

جملۀ ابتدائیه یا مستأنفه (استینافیه) جمله‌ای است که یا در آغازِ سخن واقع می‌شود، مانند «إزعاجُ الرَّجُلِ لا يُحتَمَلُ»*، یا در میانۀ سخن، اما به‌نحوی جدا از جملات قبل، مانند «عَلَّمَني صَديقي حَفِظَهُ اللّهُ...»*. جملۀ ابتدائیه محلی از اعراب ندارد.


پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • شنبه ۲۵ تیر ۰۱

باریکه‌ها (۱)؛ کوچ‌رو یا کوچ‌نشین

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

کوچ‌کردن یعنی «حرکت‌نمودن و نقل‌مکان کردن» (دهخ). بااین‌حساب به مردمان کوچ‌کننده چه باید گفت؟
کوچ‌رو؟ آیا «روندگی» چیزی بر معنای «کوچ» می‌افزاید؟ ظاهراً نه و گویا حشو است.
کوچ‌نشین؟ این واژه را ظاهراً در دو معنا به کار برده‌اند: یکی همان کوچ‌کننده و دیگری مرکز یا محل کوچ. البته به‌هرحال، این واژه به‌ویژه در معنای اول، قدری پارادکسیکال به نظر می‌رسد: کوچ...؟ نشستن...؟ دهخدا این واژه را این‌طور معنا کرده: «کوچ‌نشیننده» که ظاهراً چیزی از ابهام آن نمی‌کاهد.
شاید «کوچنده» رساترین انتخاب باشد. نمی‌دانم.

  • پنجشنبه ۲۳ تیر ۰۱

مرور ویرایشی (۱)؛ ترجمۀ فعل امر «قِ»

مروری ویرایشی بر برخی ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۱. رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّار (بقره: ۲۰۱)

بیشترِ مترجمان فعل امر «قِ» از ریشۀ «وقی» را در این آیه به «نگه دار» برگردانده‌اند. اما این فعل به این‌صورت و در این معنا، برای فارسی‌زبانان، کمی غریب به نظر می‌رسد. به‌عبارت‌دیگر، کمتر شنیده‌ایم یا اصلاً نشنیده‌ایم که کسی بگوید: «فلان کسْ دیگری را از فلان چیز نگه داشت.» به همین خاطر شاید بتوان این ترجمه را به‌لحاظ ویرایشی، تاحدی گرته‌بردارانه دانست.

  • سه شنبه ۲۱ تیر ۰۱

عربی‌های فارسی (۱)؛ ألا

عربی‌های حافظ (۱)

معنی «ألا يا أيُّهَا السّاقي أدِر كَأْسًا وَناوِلها»

۱. ألا: حرف تنبیه و استفتاح است که یکی از انواع حروف معانی در عربی است. «ألا: حَرفٌ يُفتَتَحُ بِهِ الكَلامُ لِلتَّنبيهِ» (مخص)؛ (حرفی است که برای آگا‌ه‌ساختن، کلام را با آن می‌آغازند).
مترجمان قرآن کریم در ترجمۀ آیات مشتمل بر این واژه، از چنین برابرهایی استفاده کرده‌اند: هان، بدان، آگاه باش.

  • يكشنبه ۱۹ تیر ۰۱

برچیده‌ها (۱)؛ مقصود کارکردن است

مقصود کارکردن است و خواندن برای یادداشتن می‌باید، و یادداشتن برای فرمان‌بردن. کسی که فرمان نبرد و همی خواند وحروف وی درست همی گوید چون بنده‌ای بود که نامۀ خداوندی به وی رسد و وی را کارها فرموده باشد، بنشیند و نامه به الحان همی خواند و حروف درست همی کند و از فرمان وی هیچ به جای نیارد. بی‌شک مستحق مقت و عقوبت شود.

کیمیای سعادت، ابوحامد محمد غزالی

  • جمعه ۱۷ تیر ۰۱