باریکه‌ها (۱)؛ کوچ‌رو یا کوچ‌نشین؟

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

کوچ‌کردن یعنی «حرکت‌نمودن و نقل‌مکان کردن» (دهخ). بااین‌حساب به مردمان کوچ‌کننده چه باید گفت؟

کوچ‌رو؟ آیا «روندگی» چیزی بر معنای «کوچ» می‌افزاید؟ ظاهراً نه و گویا حشو است.

کوچ‌نشین؟ این واژه را ظاهراً در دو معنا به کار برده‌اند: یکی همان کوچ‌کننده و دیگری مرکز یا محل کوچ. البته به‌هرحال، این واژه به‌ویژه در معنای اول، قدری پارادکسیکال به نظر می‌رسد: کوچ...؟ نشستن...؟ دهخدا این واژه را این‌طور معنا کرده: «کوچ‌نشیننده» که ظاهراً نه چیزی از آن ابهام می‌کاهد و نه از این پارادکس.

شاید «کوچنده» رساترین انتخاب باشد. نمی‌دانم.

  • چهارشنبه ۳۱ شهریور ۰۰

واگویه‌ها (۸)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۸)

۲۲. کلیشه‌ها سخت‌جان‌ترین بخش زبان‌اند. البته کلیشه‌ها بخش تقریباً مردۀ زبان و ازنظر اطلاع‌رسانی و تأثیرگذاری بسیار ضعیف‌اند. بنابراین به‌منظور مؤثرترکردن کلام، می‌توان قدری از آن‌ها فاصله گرفت، اما این فاصله‌گرفتن نباید چنان باشد که سبک‌وسیاق را در هم بریزد. چنانچه در متنی در این کار افراط شده باشد، وظیفۀ ویراستار است که نویسنده را آگاه کند.

۲۳. «قرون وسطی» را به «سده‌های میانه» تبدیل کردیم. چه خوب. اما نمی‌دانم با صفت «قرون وسطایی» چه باید کرد. برخی از مهندسی‌های زبان در جایی به بن‌بست می‌خورد که به‌هیچ‌وجه قابل‌پیش‌بینی نیست. در دست‌کاری زبان باید دقت کرد.

۲۴. اکنون برخی از نویسندگان و ویراستاران به‌شدت در حال تنوین‌زدایی از زبان فارسی‌اند. البته منظور دست‌کاری‌های رسم‌الخطی نظیر تبدیل «مثلاً» به «مثلن» نیست؛ منظور فرار از «مثلاً» و افتادن به دام «برای مثال» است که خود گرته‌ای است از «for example» انگلیسی. این بدان معنی نیست که به‌کاربردن «برای مثال» غلط است، بلکه مراد این است که از تنوین نهراسیم، زیرا دیگر بخشی از زبان فارسی شده است.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • سه شنبه ۳۰ شهریور ۰۰

مرور ویرایشی (۸)؛ بررسی ترجمۀ «إنّ»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۸. رَبَّنا إنَّنا آمَنّا فَاغفِر لَنا ذُنوبَنا وَقِنا عَذابَ النّارِ

(آل‌عمران: ۱۶)

دربارۀ ترجمه کردن یا نکردن «إن» در ابتدای جمله، شاید دو دیدگاه عمده وجود داشته باشد: نخست، ترجمه‌کردن آن به «همانا»، «قطعاً»، «به‌درستی که» و مواردی ازاین‌دست، که ظاهراً دیدگاه قدماست؛ دوم، ترجمه‌نکردن آن، که ظاهراً مترجمانِ امروز بیشتر به آن مایل‌اند. بااین‌همه شاید بتوان موضوع این دوگانه را قدری بسط داد و به‌صورت تفصیلی‌تر بررسید. برای مثال، می‌توان میان متون کهن یا کلاسیک و متون معاصر تفاوت قائل شد. همچنین می‌توان لحنِ به‌کاررفته در ترجمه را، که متناسب با مخاطب فرضی انتخاب شده است، در این انتخاب دخیل دانست. نیز ممکن است در جایی از یک متن، ترجمۀ این حرف ضروری به نظر برسد و در جای دیگر خیر.

  • يكشنبه ۲۸ شهریور ۰۰

عربی‌های فارسی (۹)؛ تلق

عربی‌های حافظ (۹)

۲. مَتیٰ ما تَلقَ مَن تَهویٰ دَعِ الدُّنيا وأهمِلها

۳. تلق: اصل آن «تَلقیٰ» بوده است، به‌معنای «دیدار می‌کنی»، «روبه‌رو می‌شوی» که فعلی است مضارع. ازآنجاکه این فعل از نوع ناقص یایی بوده، به این معنا که سومین حرف از ریشه‌، یعنی لام‌الفعل آن، حرف یاء است (ل‌ق‌ي)، با آمدن ادات جزم (اسم شرط «متی») مجزوم به حذف این حرف شده و به‌شکل «تلقَ» درآمده است.

چنان‌که گفته شد، زمان این فعل مضارع است، اما با قرارگرفتن در اسلوب شرط، معنای ماضی می‌یابد: «دیدار کردی»، «روبه‌رو شدی».

  • شنبه ۲۷ شهریور ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۸)؛ الأحرف المشبهة بالأفعال

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

الأحرف المشبهة بالأفعال

حروف شبیه به فعل عبارت‌اند از «إنّ» و هم‌ردیف‌هایش*. این حروف را به سه دلیل همانند فعل دانسته‌اند: نخست اینکه همراه اسم‌اند، یعنی بر سر مبتدا می‌آیند؛ دوم اینکه معنای فعلی دارند، ازجمله تأکید و تشبیه؛ سوم اینکه ترکیبشان [عمدتاً] سه‌حرفی است.

این حروف هم بر سر مبتدا می‌آیند و هم بر سر خبر، اما تنها هنگامی بر سر خبر می‌آیند که خبر جار و مجرور یا ظرف باشد، مانند «إنَّ في كُلِّ بَيتٍ سِرًّا»*. این جمله را چنین اعراب می‌کنند:

  • جمعه ۲۶ شهریور ۰۰