آیندۀ کلیشه‌ها

 اگر کلیشه‌ها در زمان خود بشکنند، دیگر نیازی به بت‌شکنی نیست.


نکته‌های ویرایش، علی صلح‌جو

  • چهارشنبه ۱ خرداد ۹۸

او همیشه می‌داند

کشیش قبول کرد که ما هنوز با هم رفیقیم و ذوق‌هامان خیلی جور است، ولی یک فرق داریم: آنچه من نمی‌دانم، او همیشه می‌داند و من یاد هم که می‌گیرم، ممکن است فراموش کنم؛ ولی در آن موقع این را نمی‌دانستم و بعداً فهمیدم.


وداع با اسلحه، ارنست همینگوی (نجف دریابندری)

  • سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۸

قانون پارکینسون

باتوجه‌‌به قانون مشهور پارکینسون، مردم تمایل دارند راهی پیدا کنند که با آن، کار‌‌های خود را درست در همان مدت‌‌زمانی انجام دهند که برای تکمیلش به آن‌‌ها داده شده است.


مدیریت با بازده بالا، اندرو گروو (محبوبه حسینی)
  • يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۸

سرشکستگی از سرشکستگی از سرشکستگی

«تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟»

«مِی می‌زنم.»

«برای چی؟»

«برای اینکه سرشکستگی‌هام رو فراموش کنم.»

«سرشکستگی از چی؟»

«از می‌خواره‌بودنم!»


شازده کوچولو، آنتوان دوسنت اگزوپری (محمد قاضی)

  • شنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۸

عبادت چیست؟

خضوع ذاتی که در هر موجود است، همان حقیقت عبادت است... عملی که عبودیت و خضوع آدمی را مجسم سازد، همان عمل عبادت خدای سبحان است.


المیزان فی تفسیر القرآن، سیدمحمدحسین طباطبائی

  • جمعه ۲۷ ارديبهشت ۹۸

فکر می‌کردیم دولت نمی‌گذارد

بمباران که شروع شد تا چند شب زیر میز نهارخوری می‌خوابیدیم. باور نمی‌کردیم. فکر می‌کردیم دولت نمی‌گذارد جنگ بشود. این فقط سروصدایی است که تمام می‌شود. وقتی مجبور شدیم برویم، هیچ‌چیز همراهمان نبردیم. نه پول، نه وسیله. جوراب هم نپوشیدیم. حتی حلقۀ نامزدی‌مان روی میز توالت ماند. وقتی رفتیم شنیدیم نیم ساعت بعدش عراقی‌ها رسیده‌اند به جادۀ اهوازخرمشهر. هرکس مانده بود اسیر شده بود. ما به‌فاصلۀ نیم ساعت نجات پیدا کردیم.


مجلۀ ناداستان (شمارۀ یک)

  • پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۸

معشوقۀ عارفان کتاب است

ای آن که کتاب خواهی از من

گر من ندهم تو را بد آید

معشوقۀ عارفان کتاب است

معشوقه به عاریت نشاید

آناتول فرانس می‌گوید: «هرگز کتاب‌هایتان را به کسی امانت ندهید؛ زیرا من یک کتابخانه از کتاب‌های امانتی ساخته‌ام.»

 

کژتابی‌های ذهن و زبان، بهاءالدین خرمشاهی

  • چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۸

اعظم مصائب

یأس قابل‌مغفرت [است] ولی قنوط قابل‌آمرزش نیست و در عنوان شرک داخل است.

پس قنوط اعظم مصائب می‌باشد.


گناهان کبیره، سیدعبدالحسین دستغیب

  • سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۸

داستان زندگی‌مان این بود

این داستان زندگی ما بود:

سرکشی‌های ناچیز،

پیروزی‌های کوچک،

شانسی کوتاه برای نیشخندزدن به اشغالگران حاضر در شهر،

کشتی شناور امید در طوفانی از ترس و تباهی و تردید.


دختری که رهایش کردی، جوجو مویز (کتایون اسماعیلی)

  • دوشنبه ۲۳ ارديبهشت ۹۸

پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را

نمی‌خواست به خورشید صورت او نگاه کند؛ اما برای دیدن خورشید نیازی به نگاه نیست.


آنا کارنینا، لئو تولستوی (محمد مجلسی)

  • شنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۸