فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۱۰)؛ أخ، الاختصاص

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

أخ

رک. الأسماء الخمسة

الاختصاص

ترکیبی نحوی است که در آن، حکم [کلی] محدود می‌شود به برخی چیزها. اسم مختصْ منصوب است یا در محل نصب قرار می‌گیرد و عامل نصب آن نیز فعلی است محذوف با معنای اختصاص [مانند اختَصُّ].

[اختصاص به‌طور کلی دو نوع است:]

  • سه شنبه ۶ مهر ۰۰

باریکه‌ها (۲)؛ در اهمیت تشدید

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

«باوجود رتبۀ شانزدهم تولید علم در جهان در سال ۲۰۱۴، اما در میزان استناد به مقالات،‌ در رتبۀ صدوپنجاه‌وچهارم دنیا هستیم که نشان می‌دهد در تولید علم رشد کمی داشته‌ایم...» این جمله در اینجا تمام نمی‌شود و ادامه‌ای هم دارد: «...اما رشد کیفی نکرده‌ایم.»

  • دوشنبه ۵ مهر ۰۰

مرور ویرایشی (۹)؛ بررسی ترجمۀ فعل «هَب»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۹. رَبِّ هَب لي مِن لَّدُنكَ ذُرّيَّةً طَيِّبَةً

(آل‌عمران: ۳۸)

چنان‌که پیش‌تر گرفته شد، گاه مفعول‌به را باید به‌صورت ترکیب حرف اضافه و متمم ترجمه کرد و گاه برعکس، باید جار و مجرور را به‌شکل مفعول به فارسی برگرداند (رک. شمارۀ ۵ و ۶). البته این تغییر ضوابطی دارد که ناپایبندی به آن‌ها ترجمه‌هایی دشوارخوان یا دست‌کم کهنه پدید می‌آورد.

چنان‌که می‌دانیم، در گذشته، گاه به‌جای حرف اضافه و متمم از مفعول بهره می‌برده‌اند؛ برای مثال خواجۀ شیراز می‌فرماید: «خداوندا مرا آن ده که آن به.» اما امروزه کمتر کسی را سراغ داریم که خطاب به خداوند یا دیگری بگوید: «مرا (یا من را) فلان چیز بده»، بلکه عموماً چنین می‌گوییم: «فلان چیز را به من بده.»

  • يكشنبه ۴ مهر ۰۰

عربی‌های فارسی (۱۰)؛ مَن

عربی‌های حافظ (۱۰)

۲. مَتیٰ ما تَلقَ مَن تَهویٰ دَعِ الدُّنيا وأهمِلها

۴. مَن: اسم موصول است به‌معنای «کسی که» و «کسی را که». این اسم در دستۀ اسامی موصول مشترک (در مقابل موصول خاص: الذي و...) قرار می‌گیرد و برای عاقل (انسان) به کار می‌رود.

این اسم را نباید با اسم هم‌نگاشت و هم‌آوای دیگر، یعنی «مَن» شرطی اشتباه کرد. مَنِ شرطی از اسامی شرط جازمی است که برای عاقل به کار می‌رود و معنای غیرظرفی دارد، برخلاف «مَتیٰ» که چنان‌که گفته شد، معنای ظرفی دارد. این اسم را عموماً به «هرکس که» و «هرکس را که» برمی‌گردانند.

نیز نباید آن را با مَنِ پرسشی (استفهامی) به‌معنای «چه‌کسی» اشتباه کرد.

  • شنبه ۳ مهر ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۹)؛ أحرف المضارعة

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

أحرف المضارعة

حروف مضارع عبارت‌اند از همزه، نون، یاء و تاء که در واژۀ «أنَيتُ»* گرد می‌آیند. با افزودن این حروف بر صیغۀ ماضی، فعل مضارع پدید می‌آید.
همزه برای یک متکلم به کار می‌رود،‌ نون برای چند متکلم، تاء برای مخاطب (مذکر و مؤنث) و همین‌طور برای غایب مؤنث، و یاء برای همۀ انواع غایب، اعم از مذکر و مؤنث.

ویرایش: ۲مهر۱۴۰۰


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • پنجشنبه ۱ مهر ۰۰