فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۱۱)؛ الإدغام، أربع، أربعة عشر، أربعون

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

الإدغام

آمیختن یک حرف با حرف هم‌گون آن است و این تنها زمانی رخ می‌دهد که اوّلی ساکن و دومی متحرک باشد، مانند «شَدْدَ: شَدَّ».

أربع، أربعة عشر، أربعون

رک. العدد

  • شنبه ۱۷ مهر ۰۰

باریکه‌ها (۳)؛ از ترسیر نترسید

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

در دستور سنتی، واژۀ مشتق را واژه‌ای می‌دانند که برگرفته از فعل باشد،‌ مانند کوشش، نماینده، رفته. اما در زبان‌شناسی، هر واژه‌ای که با «وندافزایی» ساخته شود «مشتق» نام می‌گیرد، مانند بهره‌مند، خوفناک، گلستان (فتد).

یکی از سرگرمی‌های زبانی شاید این باشد که کلمات مشتق یا مرکب را به اجزای اولیه‌اش تقسیم کنیم. با این کار می‌توانیم روی ساختار کلمات گوناگونی که هرروزه به کار می‌بریم، متمرکز شویم و با بازشناسی این اجزا، حتی گاهی تلاش‌هایی واژه‌سازانه کنیم.

  • دوشنبه ۱۲ مهر ۰۰

مرور ویرایشی (۱۰)؛ بررسی ترجمۀ لفظ «مع»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۱۰. رَبَّنا آمَنّا بِما أنزَلتَ وَاتَّبَعنَا الرَّسولَ فَاكتُبنا مَعَ الشّاهِدينَ

(آل‌عمران: ۵۳)

چنان‌که پیداست، «نا» (ما)، مفعول‌بهِ فعل «اُكتُب» (بنویس) است. اما ازآنجاکه نمی‌توان خودِ کسی را نوشت، بلکه نام‌ونشان افراد نوشتنی است، باید گفت در اینجا حذفی به‌قرینۀ معنوی روی داده است. شاید بتوان گفت بیشتر مترجمانْ همین حذف را در ترجمه‌شان نیز بازتابانده‌اند، اما هستند مترجمانی که ترجیح داده‌اند محذوف را به‌جای خود برگردانند، مانند بهرام‌پور که چنین گفته است: «پس نام ما را در زمرۀ شاهدان بنويس.» الهی قمشه‌ای و مجتبوی نیز چنین کرده‌اند.

اما آنچه اکثر قریب به اتفاق مترجمان به ترجمۀ خویش افزوده‌اند واژۀ «زمره» یا مترادف‌های آن است.

  • يكشنبه ۱۱ مهر ۰۰

عربی‌های فارسی (۱۱)؛ تهوی

عربی‌های حافظ (۱۱)

۲. مَتیٰ ما تَلقَ مَن تَهویٰ دَعِ الدُّنيا وأهمِلها

۵. تهوی: فعل مضارع است از ریشۀ «ه‌وي»، باب فَتَحَ، یعنی ماضی و مضارع آن به‌ترتیب بر وزن فَعَل و یَفعَلُ است: هَویٰ، يَهویٰ. در معنای مصدر آن (هَویٰ) چنین گفته‌اند: «عِشقٌ، حُبٌّ، إرادَةُ النَّفسِ ومَيلُها»؛ (عشق، محبت، خواست و پسند دل) (رئد). نیز متعلق آن را، هم پسندیده دانسته‌اند و هم ناپسند: «الهَویٰ: العِشقُ، وَيَكونُ في الخَيرِ وَالشَّرِّ» (وسط). گاه نیز به‌معنای گرایش به شهوت به کار رفته است: «مَيلُ النَّفسِ إلَى الشَّهوَةِ» (معص). بنابراین فعل «تَهویٰ» که صیغۀ هفتم (مفرد مذکر مخاطب) است را می‌توان چنین معنا کرد: دوست داشتی، دلخواهت بود.

  • شنبه ۱۰ مهر ۰۰

واگویه‌ها (۹)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۹)

۲۵. ویراستاران دقت کنند که کارشان فقط درست‌کردن جمله‌های نادرست نیست؛ هرس جمله‌های زائد نیز بخشی از کار ویراستار است.

۲۶. به‌طور کلی، برای جانداران در حالت جمع، فعل جمع و برای بی‌جان‌ها فعل مفرد به کار می‌بریم. اما این قاعده همواره جزم و جفت نیست. چنانچه احساس ما به چیزی بی‌جان از نوع احساسمان به نوع جاندار باشد، با آن شیء همان رفتاری را می‌کنیم که با جانداران؛ مثلاً می‌گوییم گل‌ها پژمردند، درخت‌ها خشک شدند، شهرها ویران شدند، روستاها آباد شدند و بشکه‌ها سوراخ شدند. محمدرضا باطنی در کتاب توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی امروز (امیرکبیر، ۱۳۴۸) آورده است [که] زبان فارسی در مقولۀ بی‌جان دارای دو امکان است: مفرد و جمع. یعنی هم می‌توان گفت: «درخت‌ها خشک شد» و هم «درخت‌ها خشک شدند».

۲۷. بیرون‌آوردن جمله از وضعیت ابهام وظیفۀ ویراستار است، اما ویراستار باید پوشیدگی و ابهام عمدی را بشناسد و آن را تغییر ندهد.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • چهارشنبه ۷ مهر ۰۰