واگویه‌ها (۲۳)؛ گزیده‌ای از کتاب در گیرودار کتاب و نشر (۲)

۴. یکی از ارکان کار در تنظیم صفحات آغاز (و در طراحی کتاب به‌طور کلی) تقسیم کتاب است به صفحات فرد (با شمارۀ فرد) و صفحات زوج. برای کتاب‌هایی که از سمت راست باز می‌شوند (مثل کتاب‌های فارسی) صفحات فرد یا صفحات سمت چپ مهم‌ترند و اجزای اصلی صفحات آغاز را باید در صفحات فرد جای داد.

۵. حتی اگر نویسنده یا مترجمی در جوانی تمام حقوق نشر اثری را به‌علت بی‌تجربگی یا نیاز مادی شدید یکجا به ناشری واگذار کرده باشد، اخلاق حکم می‌کند که قبل از هر نوبت تجدید چاپ، ناشر قصد خود را به صاحب‌اثر اطلاع دهد. شاید تصحیحِ لازمی باشد که بایستی قبل از چاپ در متن انجام گیرد.

  • پنجشنبه ۲۳ دی ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۲۴)؛ اسم الزمان، اسم العين، اسم الفاعل و اسم المرة

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

اسم الزمان

رک. اسم المکان.

اسم العين

رک. عين.

اسم الفاعل

اسمی است مشتق که صیغه‌اش بر انجام‌دهندۀ کاری دلالت دارد. این اسم به‌طور هم‌زمان هم بر خودِ فعل دلالت دارد و هم بر انجام‌دهنده‌اش، مانند «سارِق» (دزد) و «مُعتَدٍ» (متجاوز).

اسم المَرَّة

مصدری است که به یک بار وقوع فعل اشاره دارد.
مثال: «صَفَعتُهُ صَفعَةً.»* در اینجا «صَفعَةً» اسم مره است.


*پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • چهارشنبه ۲۲ دی ۰۰

باریکه‌ها (۱۶)؛ وقتی کلمه‌ها بیشتر از یک معادل دارند

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

در متنی آمده بود: «تیم از این موضوع آگاهی داشت و نهایتاً تصمیم گرفت که چیز بیشتری از این مکالمات به دست نخواهد آمد.» وقتی این جمله را به‌دقت می‌خوانیم، حس می‌کنیم چیزی سر جای خودش نیست. درواقع اینکه چیزی از مکالمات به دست نخواهد آمد یک جور نتیجه‌گیری است، نه تصمیم‌گیری. همین باعث می‌شود به فعل «تصمیم گرفت» مشکوک شویم. وقتی به‌سراغ متن اصلی می‌رویم، به فعل «decide» برمی‌خوریم که «تصمیم‌گرفتن» آشناترین معنای آن است. اما این آشناترین معنا تنها یکی از معانی پنج‌گانه‌اش است. این فعل گاهی معنای «نتیجه‌گیری» می‌دهد و گاهی معنای «فیصله‌دادن» یا «حکم‌کردن» یا «متقاعدکردن و مجاب‌شدن». اعتمادکردن به حافظه و بهره‌گیری از نخستین معادلی که از کلمه در ذهن داریم خیلی از اوقات موجب درافتادن به ورطۀ گرته‌برداری است.

  • سه شنبه ۲۱ دی ۰۰

مرور ویرایشی (۲۳)؛ ترجمۀ فعل «اکتب»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۲۳. وَاكتُب لَنا في هٰذِهِ الدُّنيا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ

(اعراف: ۱۵۶)

برخی مترجمان در برابر فعل امر «اکتب»، «بنویس» را نهاده‌اند که آشناترین ترجمه از این فعل است: «...نیکی بنویس» (آیتی، بهرام‌پور، خرمشاهی، مجتبوی و معزی). اما آیا خوانندۀ فارسی‌زبان از «نیکی‌نوشتن»، آن‌هم در دنیا و آخرت، معنای روشنی درمی‌یابد؟ شاید بتوان نیکی‌نوشتن در دنیا را به‌معنای مأجوردانستن در آخرت دانست. در این‌صورت احتمالاً «نیکی بنویس» یعنی در پروندۀ اعمالمان کار نیک یا ثواب درج کن. اما معنای آخرتیِ آن چه می‌شود؟ بااین‌حساب،‌ باید گفت این ترجمه به‌طور کلی نارساست.

  • دوشنبه ۲۰ دی ۰۰

عربی‌های فارسی (۲۳)؛ الصبوح الصبوح یا أصحاب

عربی‌های فارسی (۲۳)

الصَّبوحَ الصَّبوح يا أصحاب

۱. الصبوح: پیش‌تر دربارۀ این واژه سخن گفتیم (رک. شمارۀ ۱۵). ). در اینجا باید این نکته را افزود که آغاز جمله با «الصبوح» و تکرار آن بر کاربرد اسلوب اغرا دلالت دارد، به این معنا که فعل محذوفی در کار است که ترغیب و تحریص را می‌رساند. درواقع حافظ درصدد این است که بگوید: «صبوح بخواهید، صبوح بخواهید!»*
۲. یا: این واژه نیز پیش‌تر شرح داده شده است (رک. شمارۀ ۲).
۳. أصحاب: جمع «صاحب» است* که آن را «مُرافِق»، «مُلازِم» و «مُعاشِر» معنا کرده‌اند (رئد) که یعنی همراه و هم‌نشین. این غیر از معنای اولیه‌ای است که از این واژه به ذهن می‌رسد: مالک و دارا. «صاحب» اسم فاعل است از ریشۀ «ص‌ح‌ب». صیغۀ یکم ماضی آن «صَحِبَ» و مضارعش «يَصحَبُ» است، یعنی از باب «فَرِحَ» است. مصدر شناخته‌شده‌ترِ آن «صُحبَة» است (لسع) که در فارسی، شاید با نوعی توسع معنایی، به‌جای «گفت‌وگو» نیز به کار می‌رود.

  • يكشنبه ۱۹ دی ۰۰