مسلمان نمی‌تواند از دو مصدر رهنمود بگیرد

آن کسی که این سخن را می‌نویسد انسانی است که چهل سال تمام از زندگی خود را با مطالعه سپری کرده است و در تمام این مدت، مهم‌ترین کار او این بوده است که در اکثر رشته‌های علوم‌انسانی چه آن‌ها که در حوزۀ تخصص او بوده‌اند و چه آن‌ها که به‌دلخواهِ خود برگزیده است، مطالعه نماید و به کسب آگاهی بپردازد و سرانجام نیز اکنون به جانب مصادر عقیده و جهان‌بینی خود بازگشته است و حالا می‌بیند تمام آن چیزهایی که خوانده است، در مقایسه با این گنجینۀ بزرگ بسیار ناچیز هستند و درحقیقت جز این هم انتظار نمی‌رود و البته او از اینکه چهل سال از عمر خود را در این راه صرف کرده است، پشیمان نیست، چون از این راه توانسته است به حقیقت جاهلیت و انحراف و گمراهی و دنائت آن و به نعره‌زدن‌ها و خودنمایی‌ها و غرور و ادعای توخالی آن پی ببرد و به‌یقین دریابد که مسلمان نمی‌تواند هم‌زمان از این دو مصدر رهنمود بگیرد.

 

نشانه‌های راه (ترجمۀ فارسی معالم في الطريق)، سید قطب (محمود محمودی)

  • دوشنبه ۱۸ فروردين ۹۹

زیربنای فرضیات ما

اگر بگردیم و ببینیم چه‌چیزی زیربنای فرضیات ماست، به دانش یا خرد برنمی‌خوریم، بلکه فقط ترس می‌بینیم.

ما از این می‌ترسیم که ایده‌های بقیه باعث شود کمتر از آن‌ها به نظر برسیم. می‌ترسیم اگر تغییری ایجاد کنیم، محصول به‌موقع آماده نشود. می‌ترسیم کسی که مسیرمان را قطع می‌کند، با ما تصادف کند. می‌ترسیم اگر سود را به حداکثر نرسانیم، شرکت ورشکست شود.

بعضی از این ترس‌ها منطقی هستند. چه‌کسی دوست دارد تصادف کند؟ ولی ترس در غیاب دانش، منجر به بی‌منطقی می‌شود.

به این باور قدیمی و عام فکر کنید که رعدوبرق یعنی خدایان باید از دست بشر عصبانی باشند. این فرضیه فقط همین‌قدر می‌توانست به آدم‌ها توضیح دهد. شاید با این فرضیه می‌توانستند از برق‌گرفتگی خود پرهیز کنند؛ ولی آیا می‌توانستند راهی برای استفاده از الکتریسیته‌ی آن هم بیابند؟ بعید است.

 

آنچه پرندۀ کوچک به من آموخت، بیز استون (شایان سادات)

  • شنبه ۱۶ فروردين ۹۹

عامل به‌هم‌پیونددهندۀ افراد یک جامعه

وقتی که عامل اساسی پیوند تجمع در یک جامعه عقیده و جهان‌بینی و اندیشه و برنامۀ زندگی باشد و همۀ این‌ها از یک خدای واحد صادر شده باشند، بشر در این جامعه مقام والای خود را بازمی‌یابد و چون مصدرشان معبودهای زمینی نیست، به عبودیت بشر برای بشر گرفتار نمی‌شود و این تجمع برترین ویژگی‌های انسان یعنی ویژگی‌های روح و فکر را به تجسم درمی‌آورد.

اما اگر عامل پیوند تجمع در یک جامعه نژاد و رنگ و قوم و سرزمین و امثال این رابطه‌ها باشد، مسلماً نوع رنگ و قوم و سرزمین نخواهند توانست جای آن ویژگی‌های برتر انسان را بگیرند، چون انسان بدون درنظرگرفتن نژاد و رنگ و قوم و خاک نیز انسان است، درحالی‌که بدون فکر و روح انسان نیست!

به‌علاوه، او می‌تواند در پرتو ارادۀ آزاد خود عقیده و جهان‌بینی و اندیشه و برنامۀ زندگی‌اش را تغییر بدهد، اما نمی‌تواند رنگ و نژاد خود را عوض کند و یا زادگاه خود را در میان یک قوم و یا یک سرزمین ازقبل تعیین نماید.

پس اگر عامل به‌هم‌پیونددهندۀ افراد یک جامعه چیزی باشد که همه بتوانند آزادی اراده و انتخاب خود را در آن اعمال بکنند، آن جامعه یک جامعۀ متمدن است. درمقابل، اگر افراد یک جامعه براساس امری خارج از ارادۀ انسانی گرد هم آیند، جامعۀ آن‌ها عقب‌افتاده و در اصطلاح اسلامی آن، یک «جامعۀ جاهلی» است.

 

نشانه‌های راه (ترجمۀ فارسی معالم في الطريق)، سید قطب (محمود محمودی)

  • پنجشنبه ۱۴ فروردين ۹۹

فقهی مطابق مد روز؟

جاهلیت دوروبرمان ضمن آنکه برخی از دعوتگران مخلص اسلام را تحت فشار قرار می‌دهد تا مراحل برنامۀ اسلامی را شتاب‌زده طی کنند، گاه نیز تعمداً آن‌ها را در بن‌بست قرار داده و زیر سؤالشان می‌برد که: تفصیلات این نظام شما که مردم را به آن دعوت می‌کنید کجاست؟ و برای پیاده‌کردن آن چه تزها و پژوهش‌ها و فقه مطمئنی را براساس اصول مدرن امروزی آماده کرده‌اید؟ گویی تنها چیزی که مردم در این زمان برای پیاده‌شدن شریعت اسلام بر روی زمین کم دارند احکام فقهی و پژوهش‌های فقهی اسلامی است و گویی همۀ آن‌ها به حاکمیت خداوند تن درداده‌اند و حاضر شده‌اند که شریعت خدا بر آنان حکم براند و تنها این را کم دارند که مجتهدین برایشان فقهی مطابق مد روز فراهم آورند! به‌راستی این‌ها سخنان مسخره و ناسنجیده‌ای هستند که بایستی هر صاحب‌دلی که کمترین احترام این دین را در دل دارد، به آن هیچ وقعی ننهد.

 

نشانه‌های راه (ترجمۀ فارسی معالم في الطريق)، سید قطب (محمود محمودی)

  • يكشنبه ۱۰ فروردين ۹۹

برکات مدارا و وحدت

تا وقتی جامعۀ اسلامی در داخل به‌سبب مدارا و وحدت، از همکاری تمام عناصر جامعه بهره داشت و در خارج با دنیای غیراسلامی مرتبط بود، با قدرت و بنیۀ قوی ازنظر جسم و روح می‌توانست هرچیز تازه و مطبوع را جذب و هضم کند.

 

کارنامۀ اسلام، عبدالحسین زرین‌کوب

  • سه شنبه ۲۰ اسفند ۹۸

همه جاهلیت

هرچه در پیرامون ماست همه جاهلیت است.

[...] ما باید این وضع موجود جاهلی را ازاساس تغییر دهیم.

[...] اصولاً راه ما و راه جاهلیت کاملاً از هم جداست ولذا اگر حتی یک قدم هم با آن همراه بشویم تمام برنامه‌ها را از دست می‌دهیم و راه را به‌کلی گم می‌کنیم.

 

نشانه‌های راه، سید قطب (محمود محمودی)

  • پنجشنبه ۱۵ اسفند ۹۸

اختیار بده

وقتی به آدم‌های خوب اختیار کاری را می‌دهی، آن‌ها دست به کارهای بزرگی می‌زنند.

چیزی به‌نام ابرقهرمان وجود ندارد؛ ولی همۀ ما در کنار هم می‌توانیم جهان را به‌سمت تازه‌ای حرکت دهیم.

 

آنچه پرندۀ کوچک به من آموخت، بیز استون (شایان سادات)

  • جمعه ۱۱ بهمن ۹۸

بچه‌داری آموزنده است

الهی، شکرت که به حسن دختر دادی و پسر دادی و از هریک چیزها به وی خبر دادی.

 

الهی‌نامه، حسن حسن‌زادۀ آملی

  • چهارشنبه ۱۸ دی ۹۸

بزرگ‌ترین مصیبت علی علیه‌السلام

یکی از دوستان ما می‌گفت که علی سه تا مصیبت داشت. خوب گوش بدهید آقایان. علی سه تا مصیبت داشت. اول مصیبتش دربارهٔ شخص خودش است. کسانی حقش را غصب کردند، اذیتش کردند، کشتند. این مصیبت چند سال طول کشید؟ سی سال، چهل سال، پنجاه سال.

مصیبت دوم مصیبتش دربارهٔ اولادش است. امت با اولاد علی بد رفتار کردند. کشتند، فراری دادند، اسیر کردند. هر کاری خواستند کردند. اما این هم چند سال طول کشید؟ این هم دویست سال طول کشید، سیصد سال طول کشید. بیشتر شد؟ نه. تمام شدند امامان.

مصیبت بزرگ علی در شیعیانش است، این‌هایی که ننگ ابدی برای آن سرور هستند، این‌هایی که یکی‌شان کافی است که بگویند علی باطل بوده.

 

نای و نی، سیدموسی صدر

  • چهارشنبه ۱۱ دی ۹۸

به‌زبان‌نیامده‌ها

عقاید، ماجراها و آرای به‌زبان‌نیامده خنثی نمی‌شوند، بلکه ممکن است در درون بجوشند و احساس ارزشمندیِ ما را بفرسایند.

 

موهبت کامل‌نبودن، برنی براون (اکرم کرمی)

  • دوشنبه ۹ دی ۹۸