واگویه‌ها (۱۳)؛ گزیده‌ای از کتاب دست‌نامۀ ویرایش (۱)

۱. آووکادو: تلفظ و املای درست این واژۀ انگلیسی «آووکادو» است. برخی به‌غلط «آواکادو» می‌گویند و می‌نویسند.
۲. ارتودونسی: بهتر است این واژۀ فرانسوی را به همین صورتِ «ارتودونسی» بنویسیم، نه «ارتودنسی».
۳. ازآنجاکه: اصطلاح «ازآنجاکه» برای بیان علت چیزی و مترادف «چون» به کار می‌رود. برخی به‌غلط «ازآنجایی‌که» می‌گویند.
۴. از عهدۀ... برآمدن: شما از عهدۀ کار برمی‌آیید؛ کار از عهدۀ شما برنمی‌آید.
درست: او از عهدۀ این کار برمی‌آید.
نادرست: این کار از عهدۀ او برمی‌آید.
۵. از کار بیکارشدن: ترکیب حشوآمیزی است و باید به‌جای آن گفت «بیکارشدن».

  • دوشنبه ۱ آذر ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۱۴)؛ الاستغاثة

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

الاستغاثة

ترکیبی ندایی است که در آن از منادا خواسته می‌شود که به فریاد دیگری برسد. این ترکیب تنها با حرف ندای «يا» ایجاد می‌شود، نه دیگر حروف ندا. همچنین با آمدن لام مفتوح، منادا به‌لحاظ لفظی و نه محلی، مجرور می‌شود.

مثال: «يا لَجميلٍ لِكامِلٍ.»* این جمله را چنین اعراب می‌کنند:

يا: حرف ندا برای استغاثه،

لام: حرف جر زائد،

جمیل: [منادا] لفظاً مجرور و محلاً منصوب،

لام: حرف جر،

كامل: مجرور.

گاه لامی که بر سر مستغاث (منادای استغاثه) می‌آید حذف می‌شود و جای خود را به الفی می‌دهد که در انتهای کلمه می‌آید، مانند «يا جميلًا لِكامِلٍ». این جمله را چنین اعراب می‌کنند:

جميلًا: مستغاث، مبنی بر ضمۀ مقدر ، در محل نصب، عامل نصب آن نیز فعل ندای محذوف است،

الف: درعوض لام آمده است.


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • يكشنبه ۳۰ آبان ۰۰

باریکه‌ها (۶)؛ درباب بوییدن و گشودن

کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه

یک. سعدی در باب هشتم گلستانش که «در آداب صحبت» است می‌گوید: «مشک آن است که ببوید، نه آنکه عطار بگوید.» او در اینجا «بوییدن» را نه در معنای استشمام‌کردن که در معنای پراکندن بو به کار برده است. با مراجعه به دهخدا متوجه شدم این کاربردْ مثال‌های دیگری هم در ادب فارسی دارد، مانند آنچه فردوسی سروده:

همه رنگ شرم آید از گردنت
همه مشک بوید ز پیراهنت

دو. شیخ بهایی در نان و حلوا می‌سراید:

  • شنبه ۲۹ آبان ۰۰

مرور ویرایشی (۱۳)؛ ترجمۀ فعل «وعدتنا»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۱۳. رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدتَّنا عَلىٰ رُسُلِكَ وَلا تُخزِنا يَومَ القيامَةِ

(آل‌عمران: ۱۹۴)

چنان‌که پیش‌تر گفته شد، گاه باید جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرد و گاه باید در ترجمۀ مفعول به فارسی از حرف اضافه بهره برد (رک. شمارۀ ۵ و ۶). در اینجا مفعول هر دو فعل «آتنا» و «وعدتنا» را باید با حرف اضافه ترجمه کرد: «به ما» یا «بر ما». عموم مترجمان نیز چنین کرده‌اند.

دراین‌میان، به نظر می‌رسد ترجمه‌ای که خرمشاهی به دست داده از دقت کافی برخوردار نیست: «پروردگارا، آنچه به پیامبرانت وعده داده‌ای به ما ببخش و ما را روز قیامت خوار و رسوا مگردان.» خرمشاهی درواقع به‌اشتباه، «رسل» را مفعول‌به «وعدتنا» گرفته، حال‌اینکه پیداست مفعول‌به این فعل چیزی جز ضمیر متصل «نا» نیست. به‌عبارت‌دیگر، «نا» در «وعدتنا» در ترجمۀ خرمشاهی مفقود است.

  • جمعه ۲۸ آبان ۰۰

عربی‌های فارسی (۱۳)؛ واهملها

عربی‌های حافظ (۱۳)

۲. مَتیٰ ما تَلقَ مَن تَهویٰ دَعِ الدُّنيا وأهمِلها

۸. وأهملها: فعل امر از ریشۀ «ه‌م‌ل» است در باب اِفعال (أهمَلَ، يُهمِلُ، أهمِل، إهمالًا). در معنای صیغۀ یکم ماضی آن گفته‌اند: «أهمَلَ الشَّيءَ: تَرَكَهُ وَلَم يَستَعمِلهُ، عمدًا أو نسيانًا»؛ («أهمَلَ الشَّيءَ»‌ یعنی آن‌چیز را به‌عمد یا ازروی فراموشی فروگذاشت و به کار نگرفت) (وسط).

  • پنجشنبه ۲۷ آبان ۰۰