واگویه‌ها (۵)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۵)

۱۳. خط همواره ثابت و تلفظ متغیر است. به همین دلیل است که ما اکنون واژۀ «خواهر» را به‌رغم بی‌نقش‌بودن حرف واو ازلحاظ تلفظ، همچنان با واو می‌نویسیم تا حافظۀ بصری‌مان به هم نخورد.

۱۴. وقتی دربارۀ کسی می‌نویسیم، باید یک بار در همان اوایل مقاله یا فصل کتاب، نام او را کامل (نام و نام خانوادگی، مثلاً ویلیام شکسپیر) بیاوریم، اما در نوبت‌های بعدی باید دقت کنیم که فقط نام خانوادگی او را بنویسیم. این موضوع در نوشته‌های غربی رعایت می‌شود، اما نویسندگان ایرانی کمتر به آن توجه دارند. [...] بنابراین اگر در مقاله‌ای این اتفاق افتاده باشد، وظیفۀ ویراستار است که آن را اصلاح کند.

۱۵. ویرایش فقط گرفتن غلط نیست؛ دیدن کمبودها هم هست.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • يكشنبه ۷ شهریور ۰۰

مرور ویرایشی (۵)؛ ترجمۀ حرف اضافۀ «بـ»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۵. رَبَّنا وَلَا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ

(بقره: ۲۸۶)

حروف جر در زبان عربی را گاه می‌توان با همان معنای معروف به فارسی برگرداند؛ مانند «جِئتُ مِنَ المَدرَسَةِ» که در آن «مِن» را «از» ترجمه می‌کنند: «از مدرسه آمدم.» اما گاه در ترجمه باید از معنای شناخته‌شدۀ این حروف فاصله گرفت؛ مانند «دَنَوتُ مِن أحمَدَ» که در آن «مِن» را «به» ترجمه می‌کنند: «به احمد نزدیک شدم.» گاه نیز باید جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرد؛ مانند «سَخِرتُ مِن صَديقي» که به این‌صورت به فارسی برگردانده می‌شود: «دوستم را مسخره کردم.» البته عکس این نیز صادق است، یعنی گاه در ترجمۀ مفعول به فارسی از حرف اضافه بهره می‌برند. همچنین گاه جار و مجرور را به‌شکل ترکیب اضافی ترجمه می‌کنند و چه‌بسا «باید» چنین کرد.

  • شنبه ۶ شهریور ۰۰

عربی‌های فارسی (۵)؛ كأسًا

عربی‌های حافظ (۵)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۶. كأسًا: «كأس» را پیاله‌ای دانسته‌اند که در آن نوشیدنی (به‌طور خاص، شراب) باشد، چنانکه گفته‌اند: «لا تُسَمَّى الكَأسُ كَأسًا إلّا وَفيهَا الشَّرابُ» (مخص) یا «القَدَحُ ما دامَ فيهِ الخَمرُ» (وسط).
گاه نیز این واژه را در حالی به کار می‌برند که مراد نه خودِ پیاله بلکه محتوای آن است که در این‌صورت کاربردی مجازی است. راغب می‌گوید: «الإناءُ بِما فيهِ مِنَ الشَّرابِ، وَسُمّيَ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما بِانفِرادِهِ كَأسًا. يُقالُ: ’شَرِبتُ كَأسًا‘» (رغب)؛ («كأس» ظرف و شرابِ داخل آن است. هریک از این دو (ظرف و نوشیدنی) را به‌تنهایی «كأس» نامیده‌اند. می‌گویند: «پیاله‌ای نوشیدم» [که طبعاً مراد نوشیدنِ خود پیاله نیست، بلکه محتوای آن است].)

تکمله: دربارۀ جنسیت در واژۀ «كأس»

ویرایش: ۶شهریور۱۴۰۰، ۹شهریور۱۴۰۰

  • چهارشنبه ۳ شهریور ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۵)؛ أحاد

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

أُحاد

مانند «أتَوا أُحادَ»* یا «أُحادَ أُحادَ» که هم‌معنای «واحدًا واحدًا» است. منصوب‌بودن این واژه به‌خاطر نقش آن، حال، است. نیز این واژه غیرمنصرف است و تنوین نمی‌گیرد، چراکه صفت معدول* از عدد «واحد» است.


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • سه شنبه ۲ شهریور ۰۰

واگویه‌ها (۴)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۴)

۱۰ تشخیص واژه و اصطلاح از ملزومات ویرایش است. اصطلاحات در سراسر متن باید یکسان باشد، اما واژه‌های مترادف را می‌توان به‌جای هم به کار گرفت.

۱۱. عبارت‌هایی چون «بازاندیشی انقلاب ایران»، «بازاندیشی اقتصاد دولتی» یا «بازاندیشی زبان فارسی» درست نیست. [...] صورت درست آن‌ها باید با حرف اضافه به کار رود: بازاندیشی به انقلاب ایران و بازاندیشی به زبان فارسی.

۱۲. هرچند ناشران یا نویسندگان ایرانی دربارۀ مطالب روی جلد و عنوان کتاب با ویراستار مشورت نمی‌کنند، اگر ویراستار نوع پدیدآورندگی را در کتابی نادرست بداند، باید آن را با ناشر یا نویسنده در میان بگذارد؛ مثلاً اگر کسی کتابی دربارۀ موضوعی علمی یا ادبی نوشته و در آن به توصیف مفاهیم آن موضوع پرداخته و در این کار نقل‌قول‌هایی مستقیم یا غیرمستقیم از دیگران آورده و مآخذ آن را نیز داده است، بدون شک، کار او تألیف است نه تدوین یا گردآوری. به‌هرحال نظردادن دربارۀ نوع فعالیت پدیدآورنده از وظایف ویراستار در معنای وسیع این کلمه است.

نکته‌های ویرایش (چاپ دوم از ویراست دوم)، علی صلح‌جو

  • دوشنبه ۱ شهریور ۰۰