فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۷)؛ أحرف الزيادة

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

أحرف الزيادة

همان‌گونه که گاه در بنای کلمات، برخی حروف هجایی، مانند سین و همزه و لام، افزوده می‌شود، حروف معانی (مانند حروف جر) را نیز گاه به کلام می‌افزایند. مراد از زیادتِ حروفِ معانی گاه تأکید است و گاه مبالغه، حصر یا مواردی ازاین‌قبیل، که یا معنایی را می‌رساند یا تسهیلگر تلفظ است.
حروف زیادت عبارت است از باء*، لام*، مِن*، کاف*، تاء، أن*، إن*، ما* و لا*.


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • يكشنبه ۱۴ شهریور ۰۰

واگویه‌ها (۶)؛ گزیده‌ای از کتاب نکته‌های ویرایش (۶)

۱۶. شاید نقش «و» در آغاز جمله را بتوان جداسازی بیشتر از معمول جمله از جملۀ قبلی‌اش دانست. جمله‌ها اصولاً از هم جدایند، اما جمله‌ای که با «و» آغاز می‌‌شود اندکی بیشتر از معمول از جملۀ قبلی‌اش جداست. گاه این تفکیک در حدی است که می‌توان آن را پاراگراف جدیدی تلقی کرد. [...] نه‌فقط جمله، برحی از پاراگراف‌ها و حتی کل داستان ممکن است با «و» آغاز شود. به یاد بیاوریم داستان امیرارسلان نامدار را که با این جمله آغاز می‌شود: «و اما راویان اخبار و ناقلان آثار...».

  • جمعه ۱۲ شهریور ۰۰

مرور ویرایشی (۶)؛ ترجمۀ «اغفر لنا» و «ارحمنا»

مرور ویرایشیِ ترجمه‌های موجود از ادعیۀ قرآنی

۶. وَاعفُ عَنّا وَاغفِر لَنا وَارحَمنا

(بقره: ۲۸۶)

چنان‌که پیش‌تر گفته شد، گاه باید جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرد و گاه باید در ترجمۀ مفعول به فارسی از حرف اضافه بهره برد. فعل دوم و سوم در این بخش از آیه مثال خوبی برای قاعدۀ پیش‌گفته‌اند. عموم مترجمان در ترجمۀ «اغفر لنا»، جار و مجرور را به‌شکل مفعولی ترجمه کرده‌اند: «ما را بيامرز» (آیتی، انصاریان، قرائتی و مجتبوی) یا «ما را ببخشای» (خرم‌دل و فولادوند)؛ اما صادقی تهرانی با برگزیدن معنای دیگر غفران، پوشاندن، آن را این‌گونه برگردانده است: «برایمان بپوشان»، آن‌هم بی هیچ توضیح اضافه‌ای. درواقع روشن نیست که چه‌چیزی قرار است پوشانده شود. البته از قراینی در همین آیه و دیگر آیات روشن است که مراد چیست، اما به‌هرحال این ابهام به‌وضوح از رسایی ترجمه کاسته است.

  • چهارشنبه ۱۰ شهریور ۰۰

عربی‌های فارسی (۶)؛ وناولها

عربی‌های حافظ (۶)

۱. ألا يا أيُّها السّاقي أدِر كَأسًا وَناوِلها

۷. وناولها: واو در اینجا واو عطف است و جملۀ پس‌ازآن (ناوِلها) معطوف است به جملۀ «أدر كأسًا». «ها» نیز مفعول‌به است برای فعل «ناول» و مرجع آن «كأسًا» است. براین‌اساس، پیداست که کلمۀ «كأس» مؤنث است. به این موضوع در لسان العرب و مختار الصحاح تصریح شده است. استعمال قرآنی این واژه نیز مؤید همین نظر است: «وَيُسقَونَ فيها كَأسًا كانَ مِزاجُها زَنجَبيلًا» (انسان: ۱۷) (در اینجا نیز ضمیر مؤنث «ها» به «كأس» برمی‌گردد). باوجوداین در برخی منابع آمده است: «وَهيَ كَلِمَةٌ مُؤَنَّثَةٌ وَيَجوزُ تَذكيرُها» (معص)؛ (کلمه‌ای است مؤنث که می‌توان آن را به‌صورت مذکر نیز به کار برد).

  • سه شنبه ۹ شهریور ۰۰

فرهنگ سادۀ قواعد عربی (۶)؛ أحد عشر، إحدی عشرة، أحرف الجواب

ترجمۀ مدخل‌هایی از المعجم الميسر في القواعد والبلاغة والإنشاء والعروض، اثر محمد امین ضناوی

أحد عشر، إحدی عشرة

رک. العدد

أحرف الجواب

حروف جواب حروفی هستند که برای دلالت بر جملۀ محذوفِ جواب به کار می‌روند و جانشین آن می‌شوند. این حروف عبارت‌اند از «نَعَم»، «بَلیٰ»، «إي»، «أجَل»، «جَيرِ»*، «لا» و «كَلّا».


* پاورقی توضیحی (بعدها در نسخۀ کامل).

  • دوشنبه ۸ شهریور ۰۰